تبليغاتX
فراتر از نیک و بد

فراتر از نیک و بد

این صفحه شام نوشت‌های انتقادی من در گستره اجتماع، اندیشه روز و رویدادهاست.

پشت پرده استیضاح وزیر امورخارجه

 

 

روز پنج‌شنبه داکتر سپنتا بهای چه چیزی را پرداخت و چرا این بها روز شنبه سنگین‌تر و هجمه مهیب‌تر شد؟ بازیگران پشت و روی صحنه کی‌ها هستند؟ چگونه می‌توان به روشنگری رسید؟ این نوشته سعی دارد تا حدی که شرایط اجازه می‌دهد به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

چه کسی باور می‌کند که به راستی پارلمان در دفاع از مهاجران اخراج شده از ایران تا این حد عصبانی شد که یک‌باره تصمیم به استیضاح و رای عدم اعتماد به وزیر امور خارجه گرفت؟! چرا این عصبانیت در روز شنبه افزون گشت؟

 آیا تصمیم پارلمان قانونی است؟ استجواب و استیضاح حق قانونی پارلمان است اما با آنهم چگونگی استفاده از این حق ممکن است جای پرسش بسیار داشته باشد. استیضاح روز پنج‌شنبه پارلمان هم از نظر رویه قانونی انجام آن و هم از نظر مفهوم و نیت آن و هم از نظر بازیگران پس پرده مبهم و شک‌انگیز است و رای‌گیری مجدد در روز شنبه غیرقانونی است. تصور کنید پس از انتخابات ریاست جمهوری و یا پارلمانی که رای‌های باطل زیادی ممکن است داشته باشد؛ تعدادی از کاندیدان خواستار انتخابات مجدد می‌گردند، به جز موارد استثنایی در هیچ جای دیگر دنیا دوباره انتخابات برگزار نمی‌گردد. و حتی اگر هم برگزار شود باز تاریخ مشخصی تعیین شده و فرصت کمپاین مجدد داده می‌شود. این مثال را با رای‌گیری مجدد در روز شنبه پارلمان به داکتر سپنتا مقایسه کنید؛ بسیار روشن است که صندوق گذاشتن مجدد در روز شنبه کاملاً مغایر قانون و در واقع استفاده فرصت‌طلبانه و ابزاری از قانون بوده است. هیات رییسه پارلمان یا ناآشنا یا به عمد اجازه دادند که استیضاح به صورت غیرقانونی انجام گیرد. پارلمان می‌توانست تاریخ دیگری برای استیضاح مجدد تعیین کند و فرصت منصفانه و عادلانه برای دفاع از خود به وزیر امور خارجه بدهد. اما چنین نشد چرا؟ خیلی بدیهی است که در چنین شرایط، عوامل و بازیگران پنهان و نقش‌شان را تحلیل کنیم.

داکتر سپنتا دو- سه هفته پیش‌تر به تهران سفر کرد و در دیدار با رهبران جمهوری اسلامی ایران به صراحت سخن گفت که راهی ندارید جز اینکه از رییس جمهور کرزی به عنوان رییس جمهور منتخب حمایت کنید و زمان نفوذ بر احزاب و جریان‌های سیاسی در داخل افغانستان گذشته است؛ اکنون افغانستان دولت قانونی و مرکزی دارد که انحصار روابط خارجی را در اختیار دارد و هیچ حزب و ائتلاف سیاسی حق ندارند که روابط خارجی مستقل داشته باشند. در دفتر مطالعات سیاسی وزارت خارجه ایران هم که با حضور کوردیپلماتیک و دانشگاهیان افغان در تهران برگزار شده بود نیز سیاست و رویکرد دولت افغانستان را تشریح کرد.

در آن سفر به تهران همچنین وزیر خارجه از سخت‌گیری ایران نسبت به مهاجران افغان انتقاد کرد و در مذاکرات با رهبران ایران خواستار رفتار مهربان‌تر با افغان‌ها شد. سفیر ایران به وزارت خارجه خواسته شد و قرار شد رییس‌جمهور هم نامه‌یی به احمدی نژاد بنویسد و سخنگوی وزارت خارجه این رفتار ایران را استفاده سیاسی از مهاجران برای اعمال فشار به دولت افغانستان یاد کرد. غیر از دیپلماسی، وزارت خارجه افغانستان چه می‌تواند بکند؟ هر کسی که با الفبای دیپلماسی آشنا باشد می‌داند که کار وزارت خارجه همین کارهاست که برشمرده شد و وزارت امور خارجه توپ و تانک ندارد که خود دست به عمل بزند. حتی قطع مناسبات دیپلوماتیک هم فراتر از کار وزارت خارجه است. تصمیم به قطع مناسبات دیپلوماتیک از صلاحیت‌های رییس‌جمهوری است و حتی بیش‌تر از وزارت خارجه، از صلاحیت‌های پارلمان است. اگر نمایندگان ولسی جرگه برای مهاجران افغان دلشان می‌سوزد چرا خود پارلمان به ایران اخطار قطع روابط را نداد و چرا نمی‌دهد. خود پارلمان در این مدت افغانها در ایران آزار و اذیت می‌شوند تا اکنون چه کرده است؟! بدیهی است که پارلمان افغانستان در برابر ایران کاری نمی‌کند. کافی است نیم‌نگاهی به گذشته روابط خاص نمایندگان پارلمان با ایران را به یاد آورید، آیا اکنون روابط گذشته قطع شده است. آیا ایران از نفوذ بر احزاب سیاسی دست برداشته است؟ آیا ایران آدم‌های خود را در افغانستان از دست داده است؟ آیا با رای علیه وزیر خارجه رفتار ایران نسبت به مهاجران افغان را تغییر می‌یابد؟ یا وزیر خارجه بعدی کاری بیش‌تر از داکتر سپنتا علیه ایران انجام داده می‌تواند؟

تعداد زیادی از رهبران احزاب رابطه‌یی با ایران، روسیه و پاکستان دارند که می‌توان آن را پیوند امنیتی نامید. اینجا یک همسویی استراتیژیک با کشورهای منطقه مطرح است؛ عادت دیرین احزاب را همه می‌دانیم که بدون هماهنگی و لوجستیک مستقیم خارجی، توانایی هیچ‌کاری ندارند. این نیاز به قدری آشکار است که نیاز به استدالال ندارد.

اگر چنان که در اعلان موضع رسمی جبهه متحد ملی آمده است: "قانونمندشدن حضورقواي خارجي در افغانستان" در برنامه کاری این جبهه باشد و با شناختی که روسها و ایرانی‌ها از اینان دارند؛ پرجازبه‌ترین و خوش‌ترین خبر برای ایران وروسیه برنامه خروج هر چند زمان‌بندی شده نیروهای امریکایی و ناتو از افغانستان است. هنوز ایرانی‌ها و روس‌ها باور نمی‌کنند که این جبهه توفیقی عملی در این کار داشته باشند. آنها تا این حد عاقل هستند که از اعلان این گپ دلخوش نشوند و اگر می‌شدند باید لطیف پدرام را جایزه‌ها می‌دادند که هر روز به صراحت خواستار خروج امریکایی‌ها می‌شود.

اگر رهبران این جبهه بتوانند ایرانی‌ها و روسها را قانع کنند که توانایی پیش‌برد این سناریو را از طریق مجاری قانونی مانند پارلمان دارند؛ در آن صورت رییس‌جمهور کرزی در برابر شکل‌گیری چنان پیوند استراتیژیک، چه کار می‌تواند؟

اگر اتحاد برنامه‌ریزی شده میان کشورهایی مانند ایران یا روسیه و این جبهه بوجوید آید. تغییر وزن جریان‌های سیاسی در کابل چندان دشوار نیست. درست است که روسیه و ایران هیچ‌گاهی توان پرداخت‌های میلیاردها دالری امریکا را ندارند و نیازی هم نیست که چنان خرج کنند. اگر فقط چند ملیون دالر به رهبران احزاب بپردازند؛ آنها با این پول چه کارهایی می‌توانند و وزن جریان‌های سیاسی در کابل چه قدر تغییر خواهد کرد؟ چه تعداد افراد و شخصیت‌ها، عقیده و نظرشان را خواهند فروخت. در واقع داکتر سپنتا قربانی سازش میان جریان داخلی- منطقه‌یی شده است.

داکتر سپنتا نماد جریان روشنفکران و نوگرایان در کابینه رییس‌جمهر کرزی و در دولت است و اگر پارلمان کفایت سیاسی او در دیپلوماسی و اداره وزارت امور خارجه نقد می‌کرد بدون شک از آن آزمون سربلند بر می‌آمد؛ گرچه ممکن است انتقادهایی هم بر کار وزیر خارجه باشد که خود هم بر آنها قانع است اما در کل و در هر گفتمانی عمومی در مورد داکتر سپنتا, او پیروز آن میدان می‌بود. بنابراین این‌بار مخالفان با استفاده فرصت‌طلبانه از استیضاح، عجولانه سعی کردند او را از پیش روی طرح‌های آینده خود بردارند.

داکتر سپنتا با رد درخواست‌های شخصی تعدادی از نمایندگان پالمان برای تقرر کسان و نزدیکان‌شان به عنوان سفیر و سکرتر در خارج هم مقاومت می‌‌کرد و اجازه نمی‌داد که پست‌های وزارت امور خارجه به اهل قدرت پیش‌کش گردد و شما می‌توانید این را هم به تقصیرهای سپنتا در ذهن تعداد زیادی از نمایندگان پارلمان علاوه کنید.

اکنون رییس‌جمهور  نتیجه این کار پارلمان را به ستره محکمه سپرده است تا جنبه‌های قانونی آن را بررسی کند. این بهایی برای دیپلماسی غیر وابسته افغانستان به کشورهای منطقه و برای اصلاح وزارت خارجه است.

 

12 جولای 2007

+ نوشته شده در  86/02/23ساعت 7:37 بعد از ظهر  توسط یاسین رسولی  | 

حقانیت و امکان... ؟

 

هاتف در چند یادداشت اخیر درباره سنت دینی، اعتبار آن و رابطه آن با عقل و فطرت نوشته است. و دوستان دیگرهم با یادداشت‌ها به جنبه‌های این بحث دامن زده‌اند. من هم چندبار در پیام‌گیر خواستم نکته‌هایی را بنویسم که نشد چون در این دیار، فونت فارسی درست کار نمی‌کند و یا هنوز من عادت نکرده‌ام.

 

اصل گپ من این است که این بحث‌ها که هاتف عزیز و یا دوستان اهل نقد و نظر دیگر می‌کنند به فکر من بردن ذهن به بیراهه است و نوعی گم شدن یا گم کردن راه عقلانیت است. حتی بزرگانی مانند داکتر سروش، نصر، حامد ابو زید یا ... که می‌خواهند چارچوبی از عقلانیت مدرن را در بر دین کنند و از دین هم ناچار به تفکیک شده‌اند که آن بخش که "سنت" باشد مشکل دارد وگرنه اصل دین یا "ذاتی" آن گوهری است که فلان و فلان ...

 

ده سالی‌ست که با شوق و دل‌نگران این گونه بحث‌ها را دنبال کرده‌ام و آخر به این نتیجه رسیده‌ام که کل آنچه پروژه مدرن کردن دین گفه می‌شود یا هر نام بلند و بالای دیگر؛  راهی به بیراهه است؛ یعنی یک تلاش علمی و ذهنی است که از بنیاد درست نیست. قبول دارم که دین، امر مهمی در زندگی هر فرد است و در جامعه و در سیاست. در حدی که نمی‌توان نادیده گرفت. در سده‌های 16 تا 19 اروپا هم اکثر بزرگان اندیشه نه بی‌دین بودند و نه می‌خواستند دین را حذف کنند بسیاری از آنان حتی مثل روسو، جان لاک، ولتر، هگل، و ... هم به دنبال یک "دین راستین" و ایمان ناب بودند. مثل اینکه روسو می‌گفت: "من به مذهب بی‌منبر و محراب معتقد ام". ...اما آخر بحث‌ها در اروپا هم به جای تمرکز بر دین، به پی‌ریزی عقلانیت مدرن گشت که خود بی‌آنکه ربطی به دین داشته باشد حق است. یعنی بیشتر بحث‌های پس از عصر روشنگری نه حول دین بل حول عقلانیت مدرن وانکشاف آن پیش رقته است.

 

خوب حالا من به این پروژه بی‌باور استم که کسانی مانند داکتر سروش بتوانند دین درست و راستین را معرفی کنند. در واقع در این صورت او و یا کسانی که در این راه افتاده‌اند مثل هاتف خود ما، به نوعی سخن می‌گویند که گویا خود را در جایگاه پیشوای دینی یا عالم دین می‌ن‌شانند. یا حداقل در ذهن دین راستین را ترسیم می‌کنند و بعد که به جامعه نظرمی‌اندازند می‌گویند خوب تقصیر از مثلاً سنت است و گرنه....

 

گرچه دین پیراسته از پلشتی‌ها و ناپاکی‌هایی که در دوره‌های تاریخی بر آن چسپیده، ضرورت است اما این کار من یا هاتف یا سروش یا نصر حامد ابوزید نیست. این شاید اگر شدنی باشد کار یک پیشوای بزرگ دینی است یک امام یا پیامبر.

 

کار ما به عنوان یک پروژه فکری و علمی و همچنین یک پروژه اجتماعی و سیاسی، برای پیشرفت جامعه ما و برای بنیادگذاری زندگی نو، تبین عقلانیت مدرن و جنبه‌های آن است. اندیشه در باره‌ی آن و فهماندن و توضیح و توزیع آن در جامعه و بازسازی و نوسازی نهادهای اجتماعی بر اساس آن نوع از عقلانیت است. روشنفکر پیامبر نیست و اگر هم هنوز در جهان سوم نقش پیامبری برای خود قایل باشد این رسالت در مدرنیته است نه در دین.

 

آیا یک روشنفکر نباید حتی برای خود به گونه‌ی درست دیندار باشد یا به نوعی به ایمان راستین باور داشته باشد. به گمان من این شدنی‌ست اما به صورت کاملاً شخصی و فردی و این رفتار مذهبی ناب براثر درک همان عقلانیت مدرن است که خیلی خیلی بر پاکی و درستی و صداقت تکیه دارد و این براثر اصلاح فکر دینی نبوده است. روشنفکران اگر به تحربه ی گذشته‌ی خود نظر کنند که چگونه شد که به این احساس رسیده‌اند که این گونه دینداری درست نیست و آن گونه‌ی دیگر درست است. این معیارها را او از کجا آورده است؟ و در کجا تجربه کرده است و این گونه بحث کردن حاصل کدام عقلانیت است؟

 

بحث ما و تلاش ما باید اول سر حقانیت عقلانیت مدرن سکیولر و بعد سر امکان و چگونگی آوردن مدرنیته در جامعه‌ی‌ گرفتار در بند‌های سنت باید باشد. وگرنه حاصل همه‌ی بحث‌ها فقط سرچرخ (سرگیجه) کردن خود و دیگران است و بس.

 

+ نوشته شده در  86/02/22ساعت 5:29 بعد از ظهر  توسط یاسین رسولی  | 

سلامی

 تا ۱۲حولای ۲۰۰۷ در برلین هستم و این هم شماره من

۴۵۳۳۹۵۱ (۰۰۴۹۱۵۷۷)

+ نوشته شده در  86/02/14ساعت 4:41 بعد از ظهر  توسط یاسین رسولی  | 

مطلب گل از دکانی که تفنگ ميفروشد

دیروز به مجلس ختم رزاق فانی رفتیم که به همت چند تن از اهل ادب برگزار شده بود. اما در مجلس ختم قرآن که در مسجدی در مکرویان سوم برگزار شد فقط چند تن آمدند. چند آیتی از قرآن خوانده شد و دستی به صورت کشیدیم و برآمدیم. مجلسی که به هیچ وجه به گرمی شعر فانی نمی رسید. به دوستی که کنارم نشسته بود گفتم شعرهایش را نمی خوانند. گفت نه در مسجد شعر بدعت است!

روز پنج شنبه نیز در انجمن قلم، شاعران یاد و خاطره او فانی را گرامی خواهند داشت.

همه جا دکان رنگ است همه رنگ ميفروشند
دل من به شيشه سوزد همه سنگ ميفروشند
به کرشمه يی نگاهش دل ساده لوح ما را
چه به ناز ميربايد چه قشنگ ميفروشد
شرری بگير و آتش به جهان بزن تو ای آه
ز شراره يی که هر شب دل تنگ ميفروشد
به دکان بخت مردم کی نشسته است يارب
گل خنده ميستاند غم جنگ ميفروشد
دل کس به کس نسوزد به محيط ما به حدی
که غزال چوچه اش را به پلنگ ميفروشد
مدتيست کس نديده گهری به قلزم ما
که صدف هر آنچه دارد به نهنگ ميفروشد
ز تنور طبع فانی
تو مجو سرود آرام
مطلب گل از دکانی که تفنگ ميفروشد

ميزان ۱۳۵۸ سمنگان

+ نوشته شده در  86/02/11ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط یاسین رسولی  | 

نمایش امنیت

 

 امروز با رژه نظامی از ۸ثور تجلیل شد. درست 15 سال پیش در چنین روزی با ورود مجاهدین به کابل، آنها اساس این سازمان مهم را فروپاشاندند، کاری که نابخشودنی‌تر از همه‌ی‌ کردارشان است. اگر اردو حفظ می‌شد درگیری دهه 70 و خلای قدرت بودجود نمی‌آمد. در مراسم  رژه امروز (رسم گذشت) اردو و پلیس از دفعه‌های پیشین منظم‌تر و باشکوه‌تر بود. گرچه تنها گذشت نیروهای نظامی در یک مراسم همه‌چیز یک اردو را نشان نمی‌دهد اما بی‌اهمیت و دور از واقعیت هم نیست و در اکثر کشورها این مراسم با دقت برنامه‌ریزی می‌شود و بارها از تلوزیون‌ها پخش می‌گردد و هنگامی که از اردو یا نیروی نظامی آن کشور تحلیل می‌کنند، معمولاً تصاویر گذشت را نشان می‌دهند که این اگر نه برای اهل فن اما برای عموم مردم تصویری از اردو است.

در رژه امروز مقداری از تجهیزات کمک شده جدید اردو هم نشان داده شد. و به ویژه نمایش دو- سه دسته هلی‌کوپترها و اکروباتیک دو جنگنده آموزشی که شوق تماشاچیان را هم برانگیخت.

براساس یک ذهنیت غلط در کنفرانس بن تصمیم گرفته شد که افغانستان تنها 70 هزار اردو داشته باشد و از آن تصمیم چنان برداشت می‌شد که فقط یک اردوی ساده 70 هزار نفری بدون نیروی هوایی و بدون تجهیزات سنگین کافی است. هر چه زمان گذشت غلط بودن پیش‌فرض‌ها نمایان‌تر شد. اکنون همه قانع شده‌اند که افغانستان بدون اردو و پلیس ملی نیرومند، هیچ کدام از مسوولیت‌های خود را انجام داده نمی‌تواند.

اگر از همه‌ی اشتباهاتی که در دولت‌سازی شده است بگذریم، از نادیده گرفتن نقش اردو در دولت‌سازی نمی‌توان گذشت. اردوی مدرن نه تنها برآمده از دل دولت مدرن است، بلکه خود شکل دهنده دولت مدرن هم بوده است، در پنج سال اخیر این واقعیت ساده نادیده گرفته‌شد.

اکنون که تروريسم موضوع مشترك افغانستان، غرب، منطقه و جهان اسلام است. اگر بخواهیم پاسخ ساده برای این پرسش بیابیم که چه زمانی بر تروریسم پیروز خواهیم شد و امنیت تامین می‌گردد؟ پاسخ من این است که تنها وقتی که نیروهای نظامی و امنیتی افغانستان تا حدی قدرتمند شوند که همه- و از جمله تروریست‌ها و ناراضیان در افغانستان و منطقه- توان امنیتی ما را باور کنند. قصد ساده سازی موضوع تروریسم را ندارم و همچنین نمی‌خواهم تاثیر مسایل دیگر مانند کندی نوسازی، تنش‌های قومی و منطقه‌یی، دست استخبارت خارجی و یا جهانی بودن معضل تروریسم را کم‌اهمیت نشان دهم بلکه خواستم تا یک پاسخ عملی به مشکل امروز و فردا بدهم و اولویت این امر که همه‌ی مسایل سیاسی و بازسازی، حکومت قانون و ... با آن پیوند اندام‌وار خورده است و تنها باور به قدرت دولت تا حد زیادی از خشونت‌ها را کاهش داده و ناراضیان را به تسلیم وار می‌دارد٬ قدرت امری ذهنی است و نباید ذهنیت‌ها و برداشت‌ها از قدرت دولت را کم تاثیر بدانیم.

گرچه اکنون در هر بحثي با جامعه جهاني بر قدرتمندسازی اردو، پلیس افغانستان تاكيد می‌شود. به ویژه در "سومین نشت مشترک اعلامیه استراتیژیک افغانستان و امریکا" که در مارچ 2007 در کابل برگزار شد، افغانستان تاکید کرد که می‌خواهد خود در تامین امنیت مسوولیت بیشتر را برعهده بگیرد.

 

در تمام قرن بیستم، غرب به درخواست‌های افغانستان برای تجهیز اردوی ملی بی‌اعتنایی کرد و شوروی با یافتن این نیاز مبرم افغانستان پیش‌دستی نمود و آنچه شد که همه دیدیم.

امان الله شاه نوساز افغانستان شکست خورد در حالی که همتایان مدرن‌اش در ایران (رضاشاه) و ترکیه (کمال آتاتورک) موفق شدند چون هر دو نظامی ‌بودند و قدرتمندانه کشورشان را در راه مدرنیزاسیون با پشتوانه یک اردوی منظم از ساختار قدرت‌های سنتی نجات دادند، بنابراین راز ناکامی مدرنیزاسیون در افغانستان نه در حجاب زنان بلکه در دست‌کم گرفتن اهمیت اردو باید جستجو کرد.

 

۲۸اپریل ۲۰۰۷

 

+ نوشته شده در  86/02/09ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط یاسین رسولی  | 

به شما افتخار می‌کنیم که ...

کابل. آژانس خبرى پژواک ، ٣ ثور گزارش داد که به منظور گرامي‌داشت شخصيت‌هاى جهادى مدال‌هاى دولتى  در نظر گرفته خواهد شد. اين مطلب را صادق مدبر معاون اداره امور در کنفرانس خبرى ٣ ثور در کابل بيان داشت .وى گفت در جلسه امروزى شوراى وزيران به اداره امور و دارالانشاى شوراى وزيران و وزارت دفاع وظيفه سپرد که اين مدال‌ها را در روز تجليل از جشن استقلال کشور (٨ثور) به شخصيت‌هاى جهادى اعطاء نمايند، اما وى اسم‌هاى آنها را مشخص نکرد.

به گفتۀ مدبر، مطابق اجندا شوراى وزيران، قانون نشان‌ها، مدالها و القاب افتخارى افغانستان توسط وزير عدليه در جلسه مطرح شد. در اين قانون که از طريق کميته قوانين به شوراى وزيران ارائه گرديد، شامل ١٤ نشان دولتى، ١٨ مدال و ٧ لقب افتخارى مي‌باشد.

بعد از نام‌گذاری سرک‌ها، چوک‌ها و بزرگداشت سال‌مرگ‌ها و این هم خبر اعطای مدال‌های افتخار به رهبران جهادی است. با این کار دولت ما به سنت بدی که در کشور ما و به طور کلی در شرق است که به هیچ وجه "بزرگ‌"‌های زنده را در حد "بزرگ"‌های مرده نمی‌دانند پایان داد. در حالی که چنین نیست؛ این بزرگان زنده از آن بزرگان مرده در ایده‌ و عمل برای افغانستان کارنامه با افتخار‌تر دارند.

اگر حکمتیار هم کشته می‌شد حالا یک روز از سال او باید تجلیل می‌شد و مراسمی به یاد آن "بزرگ" که چنان کرد و فضایلی داشت، ملاعمر، گمان نبرید که او آدم کوچکی است و در قطار "بزرگ"‌ها جای ندارد یا مقام فروتر دارد. با این ابتکار دولت اکنون می‌تواند در زندگانی‌ با اعطای مدال از آنها نیز قدردانی کند. 

در واقع کمیسیون حقوق بشر و دیده‌بان حقوق بشر اسباب وحدت ملی از نوع افغانی‌اش(!) را فراهم کرده است. تا صدام و همراهان‌اش از دار آویزان نشده بودند، جنگ‌سالاران روزی برای اجرای عدالت و محکمه و گرفتاری و شاید زندان و اعدام را خواب و خیال روشنفکرانه و انجویی می‌دانستند. اما پس از تماشای فیلم صدام با خود گفتند و تکرار کردند که "مگر من از صدام قوی‌ترام". گرچه در پس اعدام صدام، دست قدرت چنان بود که همه می‌دیدند. این نیز آرامش خاطر نیاورد چراکه روزی شاید "خواست قدرت" در افغانستان نیز چنان بخواهد.

بنابراین اگر بازهم دولت تحت فشار بیشتر قرار گیرد باید هر روز سال را هم به نام یکی از لردهای جهادی‌ نام‌گذاری ‌کند.

آیا کمیسیون حقوق بشر و دیدبان حقوق بشر اشتباه کرد که خواستار اجرای عدالت شده است؟

آیا در حقوق جزای بین‌الملل کدام ماده‌یی هست که دارندگان مدال و القاب را در برابر اتهام جنایت جنگی و نقض حقق بشر و پیگرد و محکمه مصوونیت بدهد؟

 

 

+ نوشته شده در  86/02/05ساعت 10:51 قبل از ظهر  توسط یاسین رسولی  |