کابل. امروز جمعه ساعت 9.15 برای استقبال از استاد واصف باختری به میدان هوایی رفتیم. حدود ساعت 10 در سالن پذیرایی VIP داکتر سنتا، داکتر دادفر- وزیر تحصیلات، نجیب روشن- رییس رادیو و تلوزیون ملی، برنا کریمی، زلمی هیوادمل و حدود 30 تن از محصلان دانشکده ادبیات دانشگاه کابل، خبرنگاران و گزارش گران تلوزیون ها آمده بودند. باختری به خاطر کسالت مصاحبه نکرد و حضرت وهریز در مصاحبه یی بازگشت باختری را به به بازگشت سولژنیتس نویسنده شهیر روس تشبیه کرد که (که مردم برای استقبال پیاده از مسیرهای طولانی به استقبال اش آمده بودند). بد نیست گاهی اهل علم و ادب هم استقبال شوند و بزرگی منحصر به وکالت و وزارت و داشتن موتر و قصر محدود نماند.
با 5 دقیقه تاخیر از میدان هوایی حرکت کردیم و در میدان مسعود- در 100 متری سفارت امریکا حمله انتخاری شدیدی رخ داده و پلیس مانع رفت وآمد می شد، نگران شدیم و بعد از تماس های زیاد مطمئن شدیم. و در اخبار شندیدم که بیش از 16 تن کشته و جمعی زخمی شدند و انتحار کننده موتر کرولای خود را در میان کاروان در حال عبور نیروهای امریکایی منفجر ساخته است و حدود 7 تن از آن نیروها هم کشته شده اند. این واقعه درست یک روز بعد از سفر جنرال مشرف به کابل رخ می دهد.
مشرف در کابل با افتخار از توافق و سازش با طالبان سخن گفت و شب در کنفرانس مطبوعاتی کرزی به کنایه گفت که "جلالت مآب رییس جمهور(پاکستان) با عناصر تروریست و طالب موافقت نامه امضاء کرده اند"! همان شب در برنامه "ثانبه های داغ" تلوزیون ملی گفتم که: "امضای این موافقت نامه در واقع شناسایی ضمنی طالبان است و مشرف این خبر را هم تحفه و هم به مثابه ابزار فشار به کابل آورده است تا نشان دهد که او با طالبان مشکلی ندارد و اگر مشکلی هست مشکل افغانهاست. نمی توان میان طالبان افغانی و طالبان پاکستانی تمایزی قابل شد، شبکه های تروریستی در همه جا، در منطقه و در سطح جهان به هم پیوسته است و اگر مشرف با بخشی که در پاکستان مستقر است سازش کرده است این در واقع رفع مسوولیت پاکستان در مبارزه با تروریسم است و اینها دقیقاً کسانی هستند که برای مبارزه در این سو (در افغانستان) سوگند یاد کرده اند و بعد از این باید منتظر حملات منسجم تر و با قوت بیشتر عناصر طالب باشیم."
مشرف در همان کنفرانس مطبوعاتی طالبان را به سه دسته تقسیم کرد: یکی طالب مذهبی و مردم عادی٬ دوم: طالبانی که با آنها سازش کرده ایم و سوم طالب چرسی. در واقع مشرف دقیق گفته است بخشی از طابان از همین مردمی است که با تعلیمات مذهبی خشک و تعصب تربیت شده اند و اکثر اینان از فرزندان مهاجرین و کشته شدگان در جهاداند که در آن مدارس تعلیم یافته و جز همان چیزهایی که به آن درس داده اند را نمی شناسند و این گروه را می توان جامعه طالبانی هم نامید و بخشی از طالیان که وظیفه رهبری٬ بسیج و سازماندهی را برعهده دارد همان هایی است که در ارتباط با شبکه های آی اس آی هستند و اگر طالبان دولتی بنامیم درست تر است این گروه نه همگی ملا هستند و نه مانند جامعه طالبانی خشک مغزاند٬ آنان در واقع در آنچه پاکستان از آن می خواهد متخصص اند. و گروه سوم که مشرف طالب چرسی نام گزارده است طالب جنگجو و خشنی هستند که از پیچ و خم سیاست پاکستان در مورد طالبان را گاهی درک کرده نمی توانند و این گروه حشن و افراطی حتی برای پاکستانی ها هم خطرناک هستند و گمان من این است که مشرف آن ۸۰ هزار اردو را برای سرکوب و مدیریت این گونه طالب آورده است.
به خانه (خواهر) استاد باختری در مکرویان رفتیم، قسیم اخگر هم آمد، در برگشت با حضرت وهریز و اخگر در باره تروریسم انتحاری حرف زدیم، اخگر ناامید بود به ویژه از مردم! گفتم استادحداقل باید فکری کرد که حال مردم بهتر شود. حتی اگر مردم بارها در انتخاب هایشان اشتباه می کنند.
سه شنبه ساعت 13.30 در تالار مطبوعات وزارت خارجه مراسم بزگداشت احمد شاه مسعود برگزار شد و خرم- وزیر اطلاعات، فرهنگ و جوانان زودتر آمده بود، دفتری در اختیارش قرار دادیم تا سخنرانی اش را بنویسد و آماده شود و در سمینار ابتدا معاون اول و بعد داکتر سپنتا سخنرانی کردند و پس از آن خرم.
بعد از ظهر به لیسه استقلال رفتیم برای تماشای تیاتری که در سومین جشنواره تیاتر بود. از میان بازی گران گرچه سه- چهار تن نقش زنان را باز می کردند اما فقط یکی شان دختر بود و بقیه پسرانی در هیات زنانه! داستان نقد زهد ریایی یک مرد روحانی بود که پس از مدتی اقامت در منزل کسی، با زن خانواده سر و سری داشت و قصد دست درازی! برای اینکه حساسیت ملاهای خودمان برانگیخته نشود و کسی گمان نبرد که ملاهای ما هم خدای نخواسته این گونه تمایلاتی دارند! در این نمایش از نمادهای مسیحی استفاده شده بود. در هر حال این حسابگری ها را بعد از نمایش یکی از مدیران گروه هم توضییح داد. فضای نمایش خوب بود و رفتار و حرکات کمی غیرحرفه یی اما دلچسپ بود و آزادانه انجام می شد به ویژه در حرکات زاهد و ارتباط اش با خانم خانواده. زیاد خندیدم و خوش گذشت، چراکه هر کسی خوب می داند که این داستان روزمره زندگی جامعه ماست.
چهار شنبه صبح سکرتر جنرال ناتو به کابل آمد و "موافقت نامه همکاری های بلند مدت" را با کرزی امضاء کرد در متن این موافقت نامه مواد بسیار همکاری و مساعدت ناتو در درازمدت به امنیت، بازسازی و تجهیز پلیس و اردوی ملی و مبارزه با شبکه های تروریستی توافق شده است. عصر مشرف به کابل آمد هر چند سعی داشت خود را خونسرد نشان دهد اما هر دو رییس جمهور نمی توانستند تعارضات را در پس ادب دیپلماتیک پنهان کنند.
پنج شنبه صبح به دانشکده ادبیات دانشگاه کابل رفتیم و بعد به مراسم بزرگداشت احمدشاه مسعود در خیمه باقی مانده از لویه جرگه در پولی تخنیک، ساعت 11 رسیدیم؛ تالار پر بود وقتی وارد شدیم محمد محقق سخنرانی می کرد و آخر سخنرانی اش بود که گفت به قول مکزیکی ها که می گفتند: "زاپاتا نمرده است ما هم می گوییم مسعود زنده است و بین ماست". بعد از محقق نماینده جامعه اروپا و بعد داکتر عبدالله درباره خوبی های مسعود سخنرانی کردند و ما برآمدیم.
بعد از ظهر به تلوزیون ملی رفتیم و با نجیب روشن حرف زدیم. نجیب روشن تلوزون ملی را از حالت سوت و کور درآورده و نور و نوایی آبرومند داده است و هر بار که او را می بینم، درباره برنامه های جدید تلوزین ملی حرف می زند و امیدوار است که این دستگاه فرسوده را به سطح رقابت با تلوزون های طلوع و آریانا برساند. عصر باز برای دیذن تیاتر به لیسه استقلال رفتیم اما دیر شده بود.
و اکنون که این یادداشت را می نویسم جمعه شب است. به سه روزی فکر می کنم که گذشت، روزهای آینده چه خواهد شد نمی دانم اما راهی نیست باید زندگی کرد با اشباح تروریست های قابل اعتماد یا چرسی!