باید به یک راه حل دیموکراتیک که چهره متکثر زبانی افغانستان را نشان دهد برسیم؛
-
یک راه حل این است که یک جمع باصلاحیت اسم های رسمی را تعریف کنند و لیستی تهیه شود و از تصویب پارلمان بگذرد تا هم در فارسی و هم در پشتو، تنها آن کلمه، به مثابه اسم رسمی بکار برده شود.
-
راه حلی که من می پسندم و دیموکراتیک تر است این است که هر اسمی، خاص یا عام در زبان پشتو به واژه پشتو و در فارسی با واژه فارسی و در زبان های محلی با واژه های محلی باشد و رسمی هم باشد. مثل این که در لوحه سر در دانشگاه کابل بنویسیم" کابل یونیورسیتی" و همچنین بنویسیم "دکابل پوهنتون" یا "دانشگاه کابل"
اما قصه تنها اسم های رسمی یا چنان که گفته می شود "ترمینولوژی ملی" نیست که با توافق بر آنها مشکل رفع گردد. بیشترینه نارضایتی کریم خرم و تیم همراه او، از واژه سازی در زبان فارسی و از پویایی های زبانی فارسی است که به خاطر تعداد زیاد مترجمان و نویسندگاه خبره، هر روز در نگارش و رسم الخط نوگرایی می شود.
باید بپذیریم که یک نویسنده آزاد است که هر گونه که می خواهد بنویسید یا واژه نو بسازد و کسی یا هیچ مرجع قدرتی صلاحیت تنبیه و توبیخ او را ندارد. البته ناگفته پیداست که پذیرش این نوگرایی ها و رواج عام یافتن بستگی به ذائقه زبانی مردم و قضاوت اهل فن یعنی جامعه نویسندگان دارد. و حتی اگر مردم یک واژه نو را خوش نکنند و اهل فن هم نپذیرند باز کسی حق شلاق زدن نویسنده را ندارد به خاطر این که شاید روزی کسی پیدا شود که نوآوری او را قدر کند. و الخ. ...