گردهمایی صلح در جنگ اعلان نشده
پنج شنبه جرگهی امن در خیمهیی که دو-سه سال پیش قانون اساسی در آن تصویب شد، آغاز شد. شب پیشتر اعلان شد که پرویز مشرف نمیآید و این برای اهمیت این جرگه خبر شوکآوری بود. گرچه گفته می شود که به مراسم اختتامیه در روز یکشنبه خواهد آمد. به هرحال پاکستان از آغاز نیز به جرگه و راهحلهای آن چندان باور نداشتند.
خوشید قصوری وقتی در کابل با داکتر سپنتا میخواست اعلامیه مشترک صادر کند که دو پارگراف آن در مورد جرگه که روسای جمهور افغانستان و پاکستان در واشنگتن پذیرفته بودند باشد؛ نسبت به جرگه بی تمایل و سرد بود و کارشناسان وزارت خارجه پاکستان بر سر هر کلمه چنان چانه زنی میکردند که کم کم به این گمان رسیدیم که بهتر است از خیر صادر کردن یک اعلامیه مشترک که نام جرگه در آن باشد بگذریم. بیش از دو ساعت استاده در سالن شکاری وزارت خارجه بحث میکردیم. حتی خورشید قصوری و داکتر سپنتا هم باهم بحث میکردند و اعضای افغانی کمسیون هم حضور داشتند.
پاکستانی ها اصرار میکردند که جرگه فقط برای مردم قبایلی است و بیشتر مردم پاکستان آن را نمیشناسند. و از طرف دیگر خوب، ما جرگهها را برگزار کردهایم که البته منظورشان جرگههایی بود که در وزیرستان شمالی و جنوبی بین دولت پاکستان با قبایل و طالبان که از در صلح و آشتی در آمده بودند. و اعلامیه مشترک با دو ساعت تاخیر حدود ساعت سه بعد از ظهر صادر شد. خورشید قصوری در برابر خبرنگاران خود آن اعلامیه را خواند!
اهمیت این جرگه در چی است؟ واقعبینانه چه انتظاری از آن داشته باشیم و چه انتظاری نه؟ جایگاه حقوقی این جرگه در کجاست؟ اینها مسایلی است که این روزها تلویزیونها و رادیوهای خصوصی و دولتی و روزنامهها و وب سایتها در مورد آن به شدت و حرارت بحث میکنند. از جمله مخالفان این جرگه تعدادی از نمایندگان پارلمان است که احساس میکنند این کار یعنی حل و فصل مسایل امنیت است که کار آنهاست و در این مورد طرحهایی هم به حکومت ارایه کرده اند. و یونس قانونی در سخنرانی خود در جرگه، یکی از مهمترین این طرحها را طرح "مصالحه ملی" – همان بخشش متهمان به جنایت جنگی- خواند که چندی پیش با سرو صدای زیاد از پارلمان گذشت.
گفته میشد که پنجشنبه به خاطر جرگه رخصتی عمومی باشد که نشد. اما ترتیبات بسیار شدید امنیتی گرفته شده است. جرگه در پلیتخنیک، مهمانان در هوتل اینترکانتینتال هستند و تا یکشنبه غیر از سخنرانیهای عمومی، چند کمیته به صورت محدودتر و جدیتر بحث میکنند. از شمال و جنوب و غرب تا یک کیلومتری پلی تخنیک سرکهای منتهی به جرگه بسته شده و سیمهای خاردار گذاشته اند و این همه برای امینت جرگه است.
مولانا فضلالرحمان به جرگه نیامده است و همچنین نمایندگانی از وزیرستان شمالی و جنوبی که بهانهشان جریان داشتن عملیات نظامی اردوی پاکستان در آنجاست. حکمتیار و طالبان هم جرگه را تحریم کرده اند. خوب پس از این جرگه چی میماند و کیها آمده اند؟
کسانی که زیر این خیمه کلان گرد آمدهاند و صبح تا شام چهار روز حرف خواهند زد. کسانی هستند که به طالبان نزدیک هستند و اگر حتی در چند مورد به اجماع نظر برسند گام مثبتی برای امنیت است. این جرگه مشورتی است و فکر میکنم مهمترین دستاورد آن نه تصمیمگیری بلکه شنیدن این است که راستی مشکل این همه ناامنی روزافزون در چه مسایلی است؟ و چرا دو کشور افغانسنان و پاکستان هنوز آمادگی ندارند تا در مورد نگرانیهای هر دو جانب رودرروی هم به صراحت سخن بگویند؟ اگر این جرگه بتواند یخهای رودبایستی را بین ریشسفیدان و دولتمردان افغانستان و پاکستان آب کند باز هم موفقیت است.
نتایج این جرگه مشورت به رییسجمهور است که بنا بر قانون اساسی مسوولیت تدوین سیاستهای کلان کشور را برعهده دارد و او میتواند در سیاستگذاری داخلی و در مناسبات با پاکستان از فیصلههای آن بهرهمند باشد.
همچنین این جرگه در دیپلماسی به افغانستان دست بالاتر می دهد، فرصت بینظیری است که دولت افغانستان با مخالفان به ویژه از آن سوی دیورند سخن بگوید و طالبان نزد افکار عمومی مردم ساحات جنوب و شرق در تنگنای بیشتری قرار دهد.