نگاه سازمان همکاری شانگهایی به افغانستان

روزهای 11-12 جون ۲۰۰۸ کنفرانس بین المللی زیر نام "افغانستان، سازمان همکاری شانگهای، امنیت و جیوپولیتیک اروآسیای میانه" با اشتراک 52 تن از خبرگان، کارشناسان و شماری از شخصیت‌های سیاسی از کشورهای افغانستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرغیزستان، ایران، ازبیکستان، انگلستان، ایتالیا، چین، روسیه، ارمنستان و جمهوری فدرال آلمان در هتل «رویال بیچ» در کرانه دریاچه زیبای ایسیک- قول قرغیزستان برگزار گردید. من به عنوان رییس مطالعات استراتیژیک از وزارت امور خارجه برای اشتراک در کنفرانس دعوت شدم. امیدوارم این گزارش که برای ماهنامه "ستوری" وزارت تهیه کرده ام برای دوستانی که علاقمند پی گیری دیدگاههای کشورهای منطقه نسبت به افغانستان هستند، خواندنی باشد.

برگزار کنندگان 5 محور اصلی را به عنوان موضوع‌های اصلی کنفرانس در نظر داشتند:

1.       بررسی نقش سازمان شانگهای در حل مشکلات اقتصادی افغانستان با توجه به نیازهای مبرم آن کشور؛

2.       تحول تهدیدات و چالش‌های امنیتی برای کشورهای عضو و کشورهای ناظر؛

3.       بررسی امکانات تعاون میان شانگهای و ناتو و امریکا برای دیگر جوانب در عادی سازی اوضاع در افغانستان؛

4.       بررسی سازماندهی روند گفتگوهای بین الافغانی با همکاری سازمان شانگهای؛

5.       بررسی امکانات تاثیر گذاری مثبت بر جوانب درگیر در افغانستان؛

بنیاد کنیازف در نظر داشت تا کنفرانس با اشتراک شماری از دولت‌مردان و نیز نمایندگان "اپوزیسیون افغانی" برگزار کند. از این رو، از شماری از شخصیت‌های سیاسی افغانی مانند: یونس قانونی، هدایت امین ارسلا، داکتر عبدالله، زلمی‌هیوادمل، جنرال دوستم، استاد عطا، آقای اکلیل حکیمی ‌و داکتر زیوری و ... در لست اولیه مدعوین بودند اما در نهایت، هیات افغانی که در کنفرانس اشتراک ورزیدند: وحید الله سباوون، وزیر مشاور در امور قبایل، داکتر داوود مرادیان، یاسین رسولی، رییس مرکز مطالعات استراتیژیک، عزیز آریانفر، سفیر افغانستان در قزاقستان، صافی از آیسا و نمایندگان اپوزیسیون افغانی نیز از جمله: احمد ولی مسعود، رییس بنیاد مسعود، سناتور عارف سروری، رییس عمومی‌پیشین امنیت ملی، سناتور قادر دوستم، شارژ دافیر پیشین سفارت افغانستان در قرغیزستان و همچنین، داکتر نادر احمدزی، دستیار آقای هدایت امین ارسلا، احمد الله وستوک، مترجم، رازبان ، مترجم، نادر، دستیار آقای سباوون اشتراک داشتند.

ما صبح زود ساعت 5/5 صبح به محل برگزاری کنفرانس رسیدیم. دیگران یکی دو روز پیش رسیده بودند، در حالی که به شدت خسته و خواب آلود بودیم، کنفرانس با 2 ساعت تاخیر در ساعت 11 صبح  آغاز گردید:

الكساندر كينازوف، رييس بنياد كينازوف، خواستار توجه جدي به مسايل افغانستان شد و تصريح نمود كه نظر به روحيه‌ي بيگانه سيتزي افغان‌ها وتجربه‌هاي كه درقرن 19 و20 از حضور خارجي‌ها درافغانستان به دست آمد نيرو نظامي نبايد داخل افغانستان مي‌شدند در جنگ‌ و گریزها نيروهاي ناتو دچار يك جنگ فرسايشي شده اند كه پيروزي‌شان عليه مخالفان حكومت در افغانستان مشكل به نظر مي‌رسد. وي ناكامي ناتو را در افغانستان، خطر جدي براي كشور‌هاي منطقه تلقي نمود و نقش شانگهاي را در ميانجيگري وكاهش تنش‌ها درافغانستان مهم برشمرد.

 عزیز آریانفر، سفیر افغانستان در قزاقستان نیز در سخنرانی خود گفت:

"هیات‌های بلندپایه افغانستان تاکنون در بسیاری از همایش‌های سازمان شانگهای اشتراک ورزیده است برای نمونه می‌توان از اشتراک حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان و هیات همراه در نشست‌های تاشکنت و بیجنگ و نیز هفتمین نشست سران در بیشکیک نام برد. سخنران رییس‌جمهور افغانستان که به عنوان مهمان خاص در هفتمین نشست سران سازمان شانگهای در بیشکیک حضور داشت، توجه بسیاری را به خود جلب نمود."

 احمد ولی مسعود، رییس بنیاد شهیدمسعود که خیلی مورد توجه برگزار کنندگان کنفرانس به عنوان مهمان خاص بود در سخنرانی‌های گفت:

"ما معتقدیم که در هرگونه پروسه ثبات و امن‌سازی افغانستان، سازمان شانگهای می‌تواند کمک ‏کند.‏ تجربهء تاریخی نشان داده است هرگاه افغانستان جبرا به یک قطب ‏از قدرت‌های جهانی رانده شده است، تعادل و ثبات داخلی کشور مواجه با بحران شده و جنگ و نا امنی فراگیر ‏دامنگیر مردم ما شده است. به همین خاطر است که ما درین جا با دعوت از سازمان شانگهای در بازتوانی ‏افغانستان، در حقیقت در راستای همان استراتیژی بی طرفی فعال و عنعنوی سیاست خارجی افغانستان گام نهاده ایم."

در جریان کنفرانس اعضای هیات افغانی به سخنرانی پرداختند. قرار شد کلیه مقالات و سخنرانی‌های ارایه شده در نشست در کتابی به چاپ خواهد رسید.

پرفيسور كارگون از روسيه گفت: با افزايش توليد و قاچاق مواد مخدر شهرهاي بزرگ روسيه مورد تهديد قراز گرفته است. سازمان‌ همکاری شانگهای می‌‌تواند بخشی از مسوولیت مبارزه جهانی با تروریزم را بر عهده بگیرد. اما غیر ممکن است که سازمان شانگهای جانشین ناتو در افغانستان گردد. همچنین پروفیسور کارگون تاکید کرد: "من هیچ امکانی نمی‌بینم که سازمان شانگهای وارد گفتگوهای بین الافغانی شود."

وحیدالله صباوون، وزیر مشاور ریس جمهور در امور قبایل مذاكرات بين الافغاني را درحل معضل افغانستان موثر دانسته گفت: مبارزه عليه تروريزم ادامه دارد؛ اما نظر به بافت اجتماعي وساختار قومي طرح گفت وگو‌هاي داخلي از طريق بزرگان محلي با مخالفان راه حل خوبي است براي برون رفت از بحران . او گفت: از طرح‌های گفتگوهای بین الافغانی تحت شرایطی از جمله در نظر داشت مصوونیت طرف‌ها، اطمینان از شرایط و مرجعیت ملل متحد حمایت می‌کند.

پرفيسور پالستون، شرق شناس روسي گفت: چند سال از حضور نيروهاي خارجي درافغانستان مي گذرد و در اين مدت كمك‌هاي زيادي به افغانستان سرازير شده است و اين كمك‌ها مي‌توانست تغييرات چشم‌گير در اين كشور به وجود آورد، وي با انتقاد از يك جانبه نگري امريكا گفت: امريكا مانع كمك روسيه به افغانستان مي‌گردد. پالستون نقش روسيه را در تامين ثبات در افغانستان برجسته خواند و تصريح نمود كه شانگهاي تصميم ندارد نقش ناتو را درافغانستان محدود كند؛ بلكه مي‌خواهد در مشاركت با كشورهاي غربي در بهبود وضع در افغانستان سهم بگيرد.

پالستون گفت: درسال 2005 مرزبانان روسي سرحد افغانستان را ترك گفتند؛ كه در نتيجه قاچاق مواد مخدر 4 برابر افزايش يافت . وي بر ضرورت كنترول سرحد تاكيد نموده گفت: ما كنترل سرحد را در افغانستان در چارچوب سياسي عملي مي‌دانيم. وي روحيه‌يي استقلال طلبي افغانها را ستوده گفت: افغانستان از شوروي نشد افغانستان امريكايي هم نخواهد شد افغانستان افغانستان خواهد ماند.

در دومين روز اين نشست بحث‌ها روي مسايل افغانستان، منطقه و جهان ادامه يافت. ولف لاپينز، نماينده‌ي منطقه‌يي بنياد فيبرش ايبرت در آسياي ميانه نقش نيروهاي آلمان را تامين امنيت و بازسازي افغانستان برجسته خواند و تصريح نمود كه آلمان خواهان تاسيس دولت با ثبات درافغانستان است و منافع آلمان در افغانستان تامين امنيت و ثبات در اين كشور است، اما تامين امنيت بدون تحقق نظام مردم سالار ناممكن به نظر مي‌رسد. لاپینز در پاسخ به سوالی در مورد تفاوت نیروهای آلمانی و امریکایی در افغانستان گفت: نیروهای آلمانی اول در می‌زنند و بعد با اجازه وارد خانه می‌شوند اما نیروهای امریکایی با لگد در را باز می‌کنند، نیروهای آلمانی نیروهای صرف نظامی‌نیستند آنها نیروی نظامی- مدنی هستند.

داكتر قادري، مدیر مطالعات افریقایی دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ایران با تقسيم نمودن طالبان به طالب بد، خوب و ميانه‌رو را كار نامعقول دانسته گفت: طالبان يك تفكر از اسلام تندرو است كه در منطقه به صورت نامريي جريان دارد و درحال گسترش است.

داكتر سيد رسول موسوي؛ مدير كل دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت خارجه‌ي ايران در مورد پيامدهاي احتمالي تحولات در افغانستان چهار سناریو را محتمل دانست: 1- موفقيت ناتو 2- موفقيت طالبان 3- ادامه وضع موجود 4- مذاكره و تفاهم ميان ناتو و طالبان. داکتر موسوی گفت: اگر ناتو طالبان را شكست دهد شانگهاي تحت فشار قرار مي‌گيرد و نقش شانگهاي محدود مي‌گردد. در صورت عملي شدن فرض دوم كشورهاي آسياي ميانه را موج افراط‌گرايي فرا خواهد گرفت و در صورت مذاكره‌ي ناتو با طالبان شديدترين ضربه و شكست را شانگهاي متحمل خواهد شد. اين كارشناس ايراني، نظريه سوم را خواست ناتو دانسته و گفت: ناتو خواستار ادامه روند موجود در افغانستان است و ادامه اين وضع، حضور ناتو را در منطقه تقويت مي كند و اين به نفع كشور‌هاي منطقه نيست.

من، داکتر مرادیان و قادر دوستم از این موضع داکتر موسوی انتقاد کردیم. قادر دوستم  هم گفت اقای داکتر موسوی در این شرایط خوب نبود که شما افغانهای مهاجر را به زور اخراج کردید!

در روز نخست کنفرانس در سخنرانی‌ام در پاسخ به انتقادهای اپوزیسیون و سخنرانان دیگر به تفصیل صحبت کردم و در سخنرانی ام در روز دوم در مورد ماهیت ناامنی در منطقه و نگاه افغانستان به سازمان شانگهای گفتم:

"ریشه‌‌های ناامنی از نگرانی‌‌های کشورهای منطقه نسبت به هم نشات ‌می‌گیرند. زمان آن رسیده است که کشورهای منطقه نگرانی‌های همدیگر را انکار نکنند.

تعدادی از کشورهای منطقه در مورد نیات ایالات متحده و ناتو از حضور در افغانستان احساس نگرانی دارند که آیا ایالات متحده تنها برای جنگ با تروریسم به این منطقه آمده است و یا قرار است در درازمدت در منطقه بماند؟ گرچه کشورهای منطقه در آغاز جنگ با تروریسم که خود نیز از گسترش آن به شدت احساس خطر می‌کردند, با امریکا همنوا شدند اما در برابر حضور دایمی‌امریکا نوعی مقاومت از خود نشان می‌دهند. واقعیت دارد که با حضور امریکا و ناتو دیگر در افغانستان خلای قدرت مانند گذشته نیست اما به تجربه ثابت شده است که قدرت‌های منطقه توانایی تخریب صلح و امنیت را در هر سطحی دارند.  تعهد "درازمدت" امریکا برای برپایی "امنیت، دموکراسی و رفاه" تنها زمانی که ثابت کند که نتیجه این سیاست وابستگی یک جانبه به به ایلات متحده نخواهد بود، می‌تواند به اعتماد سازی مجدد در منطقه  بیانجامد.

مبارزه مشترک با تهدید تروریسم و افراط گرای مذهبی ناتو را به افغانستان کشانده است. زود است که فرماندهی ISAF در افغانستان را گسترش ناتو به این کشور ارزیابی گردد."

گرچه از هر گام در جهت دیموکراتیک شدن و روی کار آمدن حکومت ملکی در اسلام آباد باید استقبال کنیم اما امضای موافقت‌نامه اخیر میان حکومت پکستان و طالبان در حالی که طالبان همچنان بر جهاد در افغانستان تاکید می‌ورزد نشان می‌دهد که در پاکستان هر حکومتی حاکم باشد در مساله امنیت افغانستان نباید خوشبین باشیم. (بنا بر خبرنامه وزارت داخله در 8 جون 2008 عملیات‌های طالبان در افغانستان 60 درصد نسبت افزایش داشته است.) آنچه در پاکستان باید تغییر کند. محدودسازی ای اس ای و مدارس مذهبی پاکستان و نفوذ جنرال‌های بنیادگرای اردو در مسایل افغانستان است که با تغییر آن می‌توان امیدوار بود که سیاست پاکستان در مبارزه با تروریسم تغییر کند.

برای افغانستان مهم است موج فزاینده بنیادگرایی در پاکستان به کدام سمت و سو در حال پیشرفت است. ضعف عمده نبرد علیه تروریزم و جود پناه‌گاه‌های امن برای طالبان و تروریست‌ها در آن سوی دیورند است. گسترش عملیات نظامی‌به پایگاه‌های طالبان و القاعده در خاک پاکستان به عنوان یک راه چاره اساسی است که مورد توجه محافل غربی نیز قرار گرفته است.

زمینه همکاری عملی میان سازمان شانگهای و ناتو در افغانستان نیز ممکن است گرچه تاکنون در مورد مکانیسم‌های آن صحبت نشده است و کدام پیشنهاد رسمی‌هم به افغانستان در این زمینه نرسیده است. افغانستان از ابتکار گفتگوهای سه جانبه میان افغانستان، سازمان همکاری‌ شانگهای و ناتو و همچنین از گتفگوهای افغانستان، سازمان شانگهای و پاکستان حمایت می‌کند و آنرا دیپلوماسی موثر در امنیت افغانستان و منطقه ارزیابی می‌کند. امیدوارم در بحث‌های این کنفرانس مهم در زمینه این مکانیسم‌ها به نتایج مشخص برسد."

در پايان کنفرانس از سوي بنياد كنياوزف اعلامیه سه صفحه یی ترتيب شده بود كه در برخي از مواد اين اعلاميه از حضور امريكا و ناتو در افغانستان انتقاد شده بود، موارد انتقادي از جانب هيات افغانستان مورد پذيرش قرار نگرفت و در مورد صدور اعلاميه رسمي اختلاف نظر بوجود آمد، گرچه الكساندر كينازوف و شماري ديگري از كارشناسان براي تصويب اين اعلامیه تلاش زياد نمودند؛ ولي جانب افغانی دولتی و غیر دولتی با جديت تمام خواستار اصلاح و ايجاد تغييرات در اين قطعنامه شدند كه در نتيجه‌ي بحث وگفت وگوهاي زياد قرار شد نتايج اين كنفراس كه شامل پيشنهادها، راهكارها و چگونگي همكاري شانگهاي با ناتو در افغانستان مي‌گردد پس از گنجانیدن نظر هیات افغانی نشر گردد که تا اکنون به ما فرستاده نشده است و گمان می‌کنم بنیاد کنیازوف همان اعلامیه خود را نشر کرده باشد که این خلاف توافق در کنفرانس بود.

 نگاه سازمان همکاری های شانگهای به افغانستان

تعدادی از اشتراک کنندگان معتقد بودند که امریکا و پیمان ناتو در ماموریت‌شان در افغانستان ناکام شده است و از این بابت به شدت ابراز نگرانی می‌کردند. شکست ناتو در افغانستان و بیرون شدن نیروهای آن از افغانستان، کشورهای عضو شانگهای را با مخاطرات از این هم بیشتری روبرو می‌سازد. در صورت بیرون رفتن ناتو از افغانستان، خلای قدرت پدید می‌آید که بی‌درنگ آن را نیروهای تندرو اسلامی ‌با کارگردانی محافل تندروی پاکستان پر خواهند کرد و استراتیژی بعدی آنان را رخنه به آسیای میانه تشکیل خواهد داد و در سر انجام کار، بار سنگین مبارزه با تروریزم به گردن شانگهای خواهد افتاد و این در حالی است که امکانات عملی این سازمان قابل مقایسه با ناتو نیست.

سازمان شانگهای مایل به فرستادن نیرو و دخیل شدن در جنگ در برابر تروریزم و تندروی اسلامی ‌نیست. ماهیت این سازمان نظامی ‌نیست مگر باید راهکار جدیدی را که عبارت است از مشارکت در همکاری با سازمان ناتو در افغانستان، به عنوان یگانه راه معقول برونرفت از بحران پیش آمده، پیش گیرد.

کشورهای عضو شانگهای از پیروزی کامل و نهایی نیروهای ناتو در افغانستان نیز ترس دارند و می‌پندارند که در آن صورت، امریکا تلاش خواهد نمود که از افغانستان به عنوان تخته‌خیز برای پرش‌های بعدی به آسیای میانه و کشورهای همسایه بهره برداری نماید.

سازمان شانگهای می‌تواند در زمینه‌های تجهیز اردوی ملی، پلیس و نیروهای امنیتی افغانستان، آموزش کادر‌های نظامی‌و انتظامی‌و امنیتی افغانستان، مشارکت فعال‌تر در زمینه بازسازی افغانستان، همکاری در مبارزه با مواد مخدر، ایجاد تیم‌های PRT در ولایت‌های شمالی و کنترول مرزها با توافق ناتو همکاری نماید.

در مورد امکان مساعی سازمان شانگهای در گفتگوهای بین الافغانی اکثر اشتراک کنندگان کنفرانس با تردید می‌نگریستند؛ به این نتیجه رسیدیم که گنجانیدن "بررسی سازماندهی روند گفتگوهای بین الافغانی با همکاری سازمان شانگهای" به عنوان یکی از محورهای کنفرانس مشورت افغانهایی که گرایش اپوزیسیون دارند؛ وارد اجندای کنفرانس شده است.

طرح‌های همکاری میان ناتو و سازمان شانگهای هنوز برای دولت‌ها و سران کشورهای عضو شانگهای و دولت افغانستان به گونه رسمی‌ پیشکش نشده است. همچنین تا کنون سازمان شانگهای در زمینه کدام ابراز نظر رسمی ‌ننموده است. هنور موقف کشورهای عضو سازمان شانگهای در زمینه روشن نیست.

آنچه مربوط به افغانستان است، هنوز به صورت رسمی  طرح همکاری یا مشارکت از سوی این سازمان در حوزه امنیت به دولت افغانستان نرسیده است اصلا در حال حاضر تصور چنین مکانیزم همکاری ‌بسیار دشوار است.

روسها علاقمندند که سازمان همکاری شانگهای برای مشروعیت حضور نظامی روسیه در مرز با افغانستان از اعضای شانگهایی تایید بگیرد که این امر مورد علاقه همسایه‌های شمالی هم مرز ما نیست.

نکته قابل توجه در این کنفرانس حضور بسیار کم‌رنگ چین در کنفرانسی که با موضوع شانگهای بود. چین نقش رهبری در این سازمان را دارا می‌باشد؛ بود. تنها یک کارشناس از یک مرکز مطالعات اجتماعی و توسعه در سین‌کیانگ اشتراک کرده بود. در مورد علاقه نگرفتن چینایی‌ها از برگزارکنندگان پرسیدم که گفتند ما دعوت کرده‌ایم.

ایران علاقه زیاد از خود برای عضویت در سازمان شانگهای نشان می‌دهد و اکنون نیز عضو ناظر است اما تنها اعضای کمی مانند تاجیکستان از عضویت ایران در این سازمان حمایت می‌کند و دلیل آن هم یکی دور بودن ایران از محیط امنیتی-اقتصادی سازمان شانگهای و دیگر این که ایران صرف علاقه دارد تا این از این سازمان برای برون شدن از انزوای استراتیژیک بهره برده و از احساسات ضد امریکایی در حوزه شانگهای در بده و بستان‌های خود با با غرب بهره‌برداری کند؛ به چنین رویکردی اکثر اعضای شانگهای از جمله چین علاقه ندارد. چین نمی خواهد که این سازمان را در برابر امریکا و ناتو نشان دهد و معتقد است که مسایلی که روسیه و ایران با امریکا دارد مسایل دو جانبه است و موضوع شانگهای نیست.

متن سخنرانی من با عنوان "امنیت در افغانستان؛ بررسی امکانات منطقه یی" آماده کرده بودم و قرار بود برای نشر در کتاب کنفرانس نیز نشر شود و از آنجا که برگزار کنندگان کنفرانس در مورد قطعنامه پایانی به تعهدشان عمل نکردند، آن را نفرستادم.

گزارش گروه مطالعات افغانستان در مرکز مطالعات ریاست جمهوری امریکا (30 جنوری 2008)

 نویسندگان این گزارش با این انتقاد از جامعه جهانی و امریکا آغاز کرده اند که: ایالات متحده و جامعه بین المللی سعی کرده اند که جنگ در افغانستان را با نیروی نظامی بسیار کم و کمک های اقتصادی ناچیز ببرند. این گروه معتقد است دستیابی به موفقیت ها به مساعدت دوام دار چندساله ایالات متحده و قراردادن افغانستان در اولویت بالاتر سیاست خارجی امریکا ممکن است. زمان آن رسیده است به تلاش های مان برای آوردن ثبات در افغانستان دوچندان جان دوباره ببخشیم.

در مقدمه گزارش از گسترش ناامنی، حکومت ضعیف، فساد رو به گسترش و اقتصاد ضعیف و بیکاری که در افکار عمومی افغانها باعث کاهش مشروعیت دولت افغانستان و در بعضی از کشورهای غربی به کم شدن تمایل افکار عمومی برای تمدید ماموریت های نظامی شده است؛ اضهار نگرانی شده است. در این گزارش در شش موضوع: هماهنگی در میان جامعه بین المللی، امنیت و حکومت قانون، مبارزه با مواد مخدر و افغانستان و همسایگان پرداخته شده است.

برای توجه عمیق تر و بیشتر به مسایل افغانستان در ایالات متحده امریکا، سه پیشنها ارایه شده است:

1.      حکومت و کنگرس باید در پروسه های قانونی و اجرایی موضوع عراق و افغانستان را از هم تفکیک کنند.

2.      یک نماینده خاص برای افغانستان که همه ی جنبه های پالیسی های ایالات متحده امریکا درمورد افغانستان را رهبری کند. (در پی نوشت به موضوع پدی اشداون اشاره شده است.)

3.      یک سند بین المللی لازم است تا یک استراتیژی جدید را فرمول بندی کند.

در این گزارش به سیاست دو گانه و کم کاری دولت پاکستان در مبارزه با تروریسم اشاره نشده است. اما از افغانستان خواسته شده است که "دیورند" را به مثابه مرز بین المللی میان دو کشور به رسمیت بشناسد و از سیاست دولت پاکستان در مورد گسترش اداره خود به مناطق قبایلی حمایت کند. و همچنین از جرگه امن منطقه یی نیز به عنوان یک مکانیسم خوب ارتباط میان دو کشور بحث شده است. و تاکید شده است که نقش کشورهای همسایه (پاکستان و ایران) و قدرتهای منطقه یی: چین، هند و روسیه در ثبات افغانستان باید جدی گرفته شود.

متن کامل گزارش را به صورت پی دی اف بخوانید.

 

پاکستان چهره دیموکراتیک خود را از دست داد.

با ترور بینظیر بوتو، پاکستان چهره دیموکراتیک خود را از دست داد. بینظیر دختر یگانه نه تنها در پاکستان بلکه در جهان اسلام بود او توانست حکومت کودتایی جنرال ضیاء الحق را در برابر بسیج گسترده عمومی "حزب مردم" به نرمش و بازگشت به دیموکراسی در 1988وادار کند و اولین بانو در جهان اسلام بود که به رهبری سیاسی در کشوری که یکی از خواستگاه های عمده تندروی دینی در جهان اسلام است؛ دست یافت. بینظیر با وعده باز پس گیری قدرت از نظامیان و باز گشت دیموکراسی و مبارزه با گسترش تندوری اسلامی به پاکستان بازگشته بود و اکنون با ترورش پاکستان امید و چهره دیموکراتیک اش را از دست می دهد.

بینظیر بوتو چرا در این زمان باید ترور گردد؛ چند احتمال قابل بحث است:

-          محافل قدرت با ترور بینظیر بوتو در بی ثبات نشان دادن تصنعی پاکستان هستند تا سیل کمک های سخاوتمندانه غرب را به بهانه مبارزه با تروریسم، حفظ ثبات و آوردن رفرم ها در مناطق قبایلی دریافت کنند و پاکستان نسبت به افغانستان اولویت بیشتر پیدا کند.

-          القاعده از صدراعظمی احتمالی بینظیر بوتو بیمناک شده و دستور از میان برداشت او را صادر کرده اند؛ چنان که در تبلیغ رسمی دولتی گفته می شود.

-          نظامیان صدراعظمی بینظیر بوتو را آغاز یک رشته تغییرات اساسی با حمایت امریکا و انگلیس ارزیابی کرده اند و  احساس خطر را از میان برداشتند.

-          مشرف با بی اعتنایی نسبت به درخواست های مکرر بینظر بوتو برای حفاظت از او، زمینه کشته شدنش را فراهم کرد.

واقع بین باشیم، امریکا و انگلیس در انتخاب بینظیر برای آوردن دیموکراسی به پاکستان شتاب زده و غیرواقع بینانه عمل کردند و نیروی رو به گسترش بنیادگرایان را دست کم گرفتند. بینظیر بوتو که در اوایل دهه 90 خود از بوجود آورندگان جنبش طالبان بود حالا غرب به او ماموریت داد که بر بنیادگرایی رو به گسترش در پاکستان غالب شده و قدرت نظامیان را محدودتر سازد و دیموکراسی را با استفاده از محبوبیت گسترده مردمی اش به این کشو بازگرداند؛ این همه کار دشوار، با توجه به واقعیت های پاکستان ناممکن به نظر می رسد. و غرب به چند فاکتور مهم در ارزیابی پاکستان توجه نکرده بود:

  1. پیوند میان نیروهای بنیادگرا و جنرالان قدرتمند اردوی پاکستان تنگاتنگ و نزدیک تر از آن است که یک صدراعظم انتخابی مانند بینظیر بوتو بتواند آن را بشکند.
  2.  حتی اگر بینظیر انتخابات را می برد و صداعظم می شد باز هم دست یک صدراعظم یا رییس جمهور غیر نظامی از دایره قدرت نظامیان کوتاه است مثلاً رهبر انتخابی در پاکستان نمی تواند صلاحیت نظامیان را در سیاستگذاری 1. بودجه اردو 2. رقابت تسلیحاتی با هند 3. مساله کشمیر 4. سیاست پاکستان در مورد افغانستان و 5. ملکیت‌‌های اردو  را محدود سازد.
  3.  ائتلاف میان بینظیر بوتو و جنرال مشرف و توافق های میان آنها برای تقسیم قدرت که زمینه برگزاری انتخابات را فراهم کرد بسیار شکننده بود و هر دو طرف به هم بی اعتماد بودند. با آنکه مشرف یونیفورم نظامی را با کناره گیری از پست قوماندانی را از تن بیرون کرد اما مشرف با اعلان وضع اضطرار و تعلیق آزادی ها و قانون اساسی نشان داد که  قصد تحدید قدرت مطلق خودش و تمایل به این که سرنوشت کشورش در صندوق های رای تعیین شود ندارد.
  4. در پاکستان دیکتاتوری نهاد نظامیان حاکم است و حتی اگر غرب بتواند مشرف را وادار به نرمش در برابر خواسته های دیموکراتیک کند اما نظامیان به صورت تنها نهاد قدرتمند حاضر به عقب نشینی نمی گردد. بنابراین بعید نیست که دست نظامیان و سازمان استخبارات نظامی پاکستان در ترور بینظیر بوتو باشد.
  5. بینظیر بوتو در ساختن طالبان دست داشت او از کسانی بود که در دهه 90 پروژه طالبانیسم را در افغانستان به راه انداخت و این بار به غرب وعده مبارزه با تندروی دینی را می داد و مواضع تندتر و شدید علیه بنیادگرایان اتخاذ می کرد. عملیات انتحاری در مراسم استقبالش که بیش از چند صد تن کشته و زخمی شدند نشان داد که بنیادگرایان در پاکستان اکنون قوی تر از آن هستند که به بینظیر فرصت عملی ساختن وعده هایش را بدهند.

پاکستان تغییر کرده است. ترور بینظیر بوتو ثابت کرد که غرب در محاسباتش در مورد پاکستان اشتباه کرده است و بینظیر قربانی این اشتباه شد. اکنون پاکستان خواستگاه اصلی تندروی دینی و تروریسم شده است؛ امریکا و جهان آزاد باید در پاکستان با تروریسم بجنگند اما چگونه؟ این سوال پیچیده یی است که کسی پاسخ آن را نمی داند.

واقعیت این است که آنچه در پاکستان می گذرد برای صلح و امنیت بین المللی تهدید جدی است که هر روز بیشتر از کنترول خارج می گردد. غرب از پاکستان چه می خواهد و چه امکاناتی برای این خواسته خود در دست دارد؟ غرب در اولویت های خواسته های خود در مورد پاکستان دچار سردرگمی است و قادر به تفکیک نشده است. زمان زیادی از دست رفت تا غرب باور کرد که پایگاه های تروریسم و منابع تمویل و تجهیز و سازماندهی آنان در پاکستان است و دیرتر از آن، شاید تا هنوز غرب باور نکرده است که نظامیان پاکستان بنیادگرایان را نه تنها تهدید به حساب نمی آورند بلکه در بسیاری مواقع به عنوان متحد در سیاست داخلی و منطقه یی روی بنیادگرایان حساب استراتیژیک باز کرده است.

هنوز گفتمان غالب در استراتیژی نظامیان پاکستان براساس احساس تهدید از جانب هند و افغانستان استوار است که بنا بر این نظریه، این تهدیدها مانند قیچی از دو سو، ضعف استراتیژیک برای پاکستان به بار آورده است. راه برون رفت هم تنها توازن سلاح های هسته یی نیست گرچه در این زمینه هم پاکستان هنوز با هند توازن کامل ندارد. در هر نوع مناقشه درازمدت در منطقه و در برابر همسایگانش, پاکستان می تواند روی بسیج نیروی مذهبی بنیادگرایان حساب کند و پاکستان این لشکر عظیم با هزینه کم و قابلیت عمل موثر و مطمئن را در دوره اشغال افغانستان کشف کرد و به گونه هوشمندانه در افغانستان و کشمیر مورد بهره برداری قرار داد.

نیروی جهاد هر قدر برای غرب تهدید کننده است اما قدرت نظامیان پاکستان را تهدید نمی کند و ابزاری است که به بلندپروازی ها و خیالات استراتیژیک آنها در جنوب آسیا و حتی آسیای میانه میدان می دهد و پاکستان را به عنوان یک کشور دارای ادعای رهبری در جهان اسلام مطرح می سازد. در پاکستان چیزهای زیادی باید تغییر کند تا این کشور به جامعه دیموکراسی های بین المللی باز گردد؛ اولویت بندی  راه حل این تغییر، مسیر آینده تحولات را نشان می دهد.

این مقاله در روزنامه ۸ صبح روز یکشنبه ۹ جدی هم نشر شده است.

یک هفته در تهران

برای کنفرانس بین المللی"گسترش ناتو به اوراسیا؛ ابعاد و پیامدها" که از 29-30اکتوبر 2007 در در دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی برگزار شد, به تهران رفتم. در این کنفرانس بین المللی کارشناسانی از 40 کشور شرکت کرده بودند. در باره "ناتو در افغانستان؛ ارزیابی و دورنمای یک ماموریت دشوار" پرزنتیشن ارایه کردم. عبدالغفور لیوال رییس مرکز مطالعات منطقه یی نیز در بخش بعدی با عنوان "ضرورت منطقه یی حضور ناتو در افغانستان" سخنرانی کرد.

 

بیشتر سخنرانان ایرانی ماموریت های مختلف ناتو در افغانستان و آسیای میانه را به مثابه استفاده ابزاری امریکا از ناتو برای گستره جویی امریکا می دانستند. بیشتر پرسش ها از من و آقای لیوال در مورد ارتباط شبکه های تروریستی با سیاست های کشورهای منطقه و افزایش کشت مواد مخدر و اینکه آیا شما ماموریت ناتو را در افغانستان موفق ارزیابی می کنید یا خیر, بود. به ویژه در مورد ناتو در افغانستان، تعدادی از کارشناسان اروپایی و یک کارشناس امریکایی چند بار از نظرات ما حمایت کردند.

 

پرچم امریکا در میان پرچم کشورهای همه شرکت کنندگان در کنفرانس نبود و سبب شد که چند تن در باره آن بپرسند. در مراسم اختتامیه داکتر موسوی رییس دفتر مطالعات از Jim Walshکارشناس امریکایی به خاطر آن عذرخواهی کرد و گفت که هرچه تلاش کرده است پرچم امریکا را در ایران نتوانسته بیابد!

 

از کنفرانس که بگذریم، به کلبه درویشی چند دوست در کوی دانشگاه تهران رفتم؛ خوش گذشت. به دانشکده حقوق و علوم سیاسی که خودم تحصیل کرده ام. هم رفتم و با استادان سابق ام کمی گپ زدیم. ساعتی در محوطه داشنگاه نشستم و با دوستی چای خوردیم و فرصتی دست داد که گوشه یی از خاطرات ام را مرور کنم.

ادامه نوشته

خورشيد من كجايي، سرد است خانه من

 

يكشنبه 10 سپتمبر روز مهمي براي اهل ذوق و موسيقي بايد باشد، ساربان كه 12 سال پيش در نهايت سختي و غربت در پيشاور مدفون شده بود و حالا قرار ساخت و ساز ميدان هوايي باز آرامش‌اش را بر هم زده بود، به شهداي صالحين بازگشت و به همين خاطر به مراسمي نكوداشت كه عصر در تالار تلوزيون ملي برگزار شده بود؛ رفتيم. حدود 200 تن از اهالي ساز و آواز يا دوستداران آمده بودند. خانم سرو رسا قرآن خواند. ابتدا مبارز - سخنگوی سابق محقق و معین فعلی نشراتی وزارت هرهنگ و جوانان سخنراني كرد و چه سخنراني‌يي! واقعاً كه يك منبري تمام عيار است اين مبارز، فرياد مي‌زد نه درباره موسيقي يا درباره ساربان يا درباره روشنفكري يا درباره فرهنگ و اين قبيل گپ‌هاي مورد انتظار، بل از جسم و روح و ارتباط آن دو و اينكه هر كه جسم‌اش فربه باشد روح‌اش نازك است و هر كه روح‌اش بلند باشد جسم‌اش ضعيف است! و الخ كه خودتان حدس بزنيد. نمي‌گويم احساس شرم كردم، اما از پوزخند ‌كساني كه در اطراف‌ام بود سخت حالم گرفته شد كه چرا...؟ پس از او نجیب روشن رييس تلوزيون ملی که بانی این امر خیر شده است، سخن گفت و...

 

اركستر تلوزيون ملي كه حدود30  نوازنده و گروه آوازي را تشكيل مي‌دادند چند برنامه موسيقي اجرا كردند. سروش هر بار اين گروه را مي‌بيند مي‌گويد كه اين آهنگ‌ها را با تعداد سازهاي كمتري هم مي‌شود اجرا كرد چرا كه ساده هستند و نيازي به يك اركستر 30 نفري نيست اما در هر حال در اين گروه كه به جز دو- سه تن همگي نوجوان استند و در ميان 9 دختر هم به نظر مي‌رسد همگي از چشم بادامي‌هاي هزاره بايد باشند. بيشتر اركستر ملي آينده است.

 

هربار كه از ساربان ترانه‌يي مي‌شنوم يادم هست كه عاشقي بود البته ناكام و شايد سوز صداي‌اش از همين است يا نه! ابتدا عبدالرب ساربان- پسر ساربان ترانه معروف ساربان آهسته ران كه ... را به تقليد پدر خواند و بعد طبله نوازي و آخر فرهاد دريا باز دو ترانه ساربان را به شيوه خود‌اش اجرا كرد و زيبا هم باز خواني كرد كه خورشيد من كجايي، سرد است خانه من. خوب دو- سه ساعتي هم در محفل ساربان گذشت و...

 

بهانه‌يي براي دوستي

عادت كرده‌ام كه هر روز صبح اخبار  و مسنجر را مي‌بينم و يه پيام‌هاي آف لاين را. دو- سه ماهي است كه از مسنجر استفاده مي‌كنم قبلاً آن را جدي نمي‌گرفتم شايد چون درست نمي‌شناختم اما ارتباط با دوستان را عجب نزديك مي‌كند و "زمان و مكان" را در هم فشرده. همين مسنجر علاوه بر ارتباط و اطلاع گاهي به درگيري و بحث و قهر هم مي‌كشد. در هر حال مي‌شود آن لاين نشويي و مي‌شود با چراغ خاموش آن لاين باشي تا تو زمان گپ را تنظيم كني هر وقت وقت داشتي اما چه فرقي مي‌كند فكر مي‌كنم بهتر است آدم بايد دنبال بهانه‌يي براي دوستي باشد. 

 

باز هم امنيت

ديروز به ميزگرد برنامه "گفتمان" تلوزون طلوع رفتم. حفيظ منصور، وحيد م‍‍ژده، سياوش هم بودند و مجري رزاق مامون و بحث در مورد "موافقت‌نامه همكاري‌هاي دراز مدت ناتو با افغانستان" بود كه ميان رييس‌جمهور كرزي و سكرتر جنرال ناتو چهارشنبه هفته پيش امضاء شده بود. منصور و مژده ارزيابي خيلي منفي از آن و موافقت‌نامه‌هاي پيشين با امريكا و اروپا داشتند. گفتم "چرا بايد اين اعلاميه يا موافقت نامه‌ها را منفي و راز آلود ببينيم؟ اين در راستاي ايجاد ديپلماسي مستقيم است و موفقيتي براي ديپلماسي ماست و صرف چارچوب حقوقي مناسبات مار را با دول معظم دنيا تعريف مي‌كند و البته پاسخي هم هست به نگراني فزاينده افغانها از اين كه افغانستان ممكن است اولويت خود را از دست داده باشد بعد از موضوع عراق و ايران. نه خيلي خوشبين و نه بدبين باشيم. در واقع گرچه در اين اعلاميه‌ها و هم تصريح مي‌شود كه يك امريكا و غرب يك تعهد اخلاقي را مي‌پذيرند اما امريكا و ناتو در اينجا فراتر از آن، منافع استراتيژيك دارند و ما هم به اساس منافع ملي خود بايد بسنجيم كه...

 

پس چرا وضع امنت بدتر شده است؟ دشواري وضع امنيتي از آن‌روست كه در ابتدا نه ائتلاف و نه ناتو پيش بيني نمي‌كرد كه روزي وضع امنيتي افغانستان دشوارتر از عراق شود كه شده است اما ضعف عمده بيشتر از اينكه در قوت و ضرب نظامي باشد، در نبود يك ديپلماسي امنيتي حامي از آن است، يعني فشارهاي لازم بر منابع تروريسم بر پاكستان و بعضي كشورهاي منطقه آن طور كه بايد، وارد نمي‌شود و همچنين بايد بپذيريم كه تغييري لازم است از مبارزه صرف نظامي به راه‌حل‌هاي فرهنگي و سياسي و ..."

 

 

گفتمان داغ

بی اعتمادی غرب نسبت به پاکستان

بشنوید

آزادی مردم و آزادی سیاست مدار

احمدی نژاد-رییس جمهور ایران- به زنان اجازه داده است که در ورزشگاهها برای تماشای مسابقات ورزشی بروند در حالی که تعدادی از مراجع تقلید ...

ادامه نوشته

چالش های امنیتی در راه همکاریهای منطقه یی

نوت:

در روزهای ۱۹و ۲۰ اپریل کنفرانس بین المللی "ثبات امنیت و بازسازی در افغانستان: نقش کشورهای منطقه یی" در کابل برگزار شد. ۱۶ کارشناس از ۱۱ کشور منطقه و وزیران از افغانستان و اعضای کور دیپلماتیک در کابل و کارشناسان افغان خضور داشتند و در دو روز بیش از ۲۰ سخنرانی و بحث در ۸ بخش انجام شد. نوشته یی حاضر خلاصه ترجمه مقاله قرائت شده در همین کنفرانس است که در انیس هم دو روز بعد نشر شد و متن اصلی مقاله را می توانید بخوانید:

Regional Security Challenges;

 Afghanistan's Approach

 

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

سناریوهای امريكا در برابر ايران اتمي

 

نان و غرور به جاي آزادي و دموكراسي

 

 این مقاله در روزنامه انیس با عنوان" سناریوهای امريكا در برابر ايران اتمي" روز یکشنبه ۱۶ اپریل ۲۰۰۶ نشر شده است.

 

ادامه نوشته

تأثیر تفوق اتمی آمریکا بر صلح جهان

 

ترجمه: جعفر رسولی

بر گرفته از برگرفته از فصلنامه فارین افیرز منتشره در آپریل/ مارچ2006

The Rise of U.S. Nuclear Primacy
Keir A. Lieber and Daryl G. Press
From Foreign Affairs, March/April 2006

 

خلاصه مقاله:

برای چهار دهه روابط بین قدرت های اتمی اصلی را آسیب پذیری کلی شان شکل داده بود که به اطمینان از انهدام دو جانبه مشهور شده بود. اما ابزار جنگی ایالات متحده امریکا با سرعت پیشرف کرده است در حالی روسیه پس مانده است و توان اتمی چین نیز کوچک است.لذا، عصر موازنه اتمی به پایان خود رسیده است و اکنون دوره تفوق اتمی ایالات متحده می باشد.

بقا پس از ویرانی

 

به مدت حدود نیم قرن، دولت های دارای توان هسته ای از لحاظ نظامی در یک بن بست قرار داشتند که ...

ادامه نوشته

مالزیا

ادامه نوشته

بوش در پاکستان استقبال می گردد.

احمد رشید

واشنگتن پست

ادامه نوشته

تروریسم سیاست در معنای دیگر است...

چهار سال از مبارزه با بقایای القاعده و طالبان می گذرد اما هنوز توفیق قابل توجهی را شاهد نبوده ایم، چرا؟...

ادامه نوشته

با دست خالی، همت عالی

چند روز دیگر در لندن کنفرانس برگزار می شود که در آن دهها کشور و سازمان بین المللی از یک طرف و دولت افغانستان از ...

ادامه نوشته