روزهای 11-12 جون ۲۰۰۸ کنفرانس بین المللی زیر نام "افغانستان، سازمان همکاری شانگهای، امنیت و جیوپولیتیک اروآسیای میانه" با اشتراک 52 تن از خبرگان، کارشناسان و شماری از شخصیت‌های سیاسی از کشورهای افغانستان، تاجیکستان، قزاقستان، قرغیزستان، ایران، ازبیکستان، انگلستان، ایتالیا، چین، روسیه، ارمنستان و جمهوری فدرال آلمان در هتل «رویال بیچ» در کرانه دریاچه زیبای ایسیک- قول قرغیزستان برگزار گردید. من به عنوان رییس مطالعات استراتیژیک از وزارت امور خارجه برای اشتراک در کنفرانس دعوت شدم. امیدوارم این گزارش که برای ماهنامه "ستوری" وزارت تهیه کرده ام برای دوستانی که علاقمند پی گیری دیدگاههای کشورهای منطقه نسبت به افغانستان هستند، خواندنی باشد.

برگزار کنندگان 5 محور اصلی را به عنوان موضوع‌های اصلی کنفرانس در نظر داشتند:

1.       بررسی نقش سازمان شانگهای در حل مشکلات اقتصادی افغانستان با توجه به نیازهای مبرم آن کشور؛

2.       تحول تهدیدات و چالش‌های امنیتی برای کشورهای عضو و کشورهای ناظر؛

3.       بررسی امکانات تعاون میان شانگهای و ناتو و امریکا برای دیگر جوانب در عادی سازی اوضاع در افغانستان؛

4.       بررسی سازماندهی روند گفتگوهای بین الافغانی با همکاری سازمان شانگهای؛

5.       بررسی امکانات تاثیر گذاری مثبت بر جوانب درگیر در افغانستان؛

بنیاد کنیازف در نظر داشت تا کنفرانس با اشتراک شماری از دولت‌مردان و نیز نمایندگان "اپوزیسیون افغانی" برگزار کند. از این رو، از شماری از شخصیت‌های سیاسی افغانی مانند: یونس قانونی، هدایت امین ارسلا، داکتر عبدالله، زلمی‌هیوادمل، جنرال دوستم، استاد عطا، آقای اکلیل حکیمی ‌و داکتر زیوری و ... در لست اولیه مدعوین بودند اما در نهایت، هیات افغانی که در کنفرانس اشتراک ورزیدند: وحید الله سباوون، وزیر مشاور در امور قبایل، داکتر داوود مرادیان، یاسین رسولی، رییس مرکز مطالعات استراتیژیک، عزیز آریانفر، سفیر افغانستان در قزاقستان، صافی از آیسا و نمایندگان اپوزیسیون افغانی نیز از جمله: احمد ولی مسعود، رییس بنیاد مسعود، سناتور عارف سروری، رییس عمومی‌پیشین امنیت ملی، سناتور قادر دوستم، شارژ دافیر پیشین سفارت افغانستان در قرغیزستان و همچنین، داکتر نادر احمدزی، دستیار آقای هدایت امین ارسلا، احمد الله وستوک، مترجم، رازبان ، مترجم، نادر، دستیار آقای سباوون اشتراک داشتند.

ما صبح زود ساعت 5/5 صبح به محل برگزاری کنفرانس رسیدیم. دیگران یکی دو روز پیش رسیده بودند، در حالی که به شدت خسته و خواب آلود بودیم، کنفرانس با 2 ساعت تاخیر در ساعت 11 صبح  آغاز گردید:

الكساندر كينازوف، رييس بنياد كينازوف، خواستار توجه جدي به مسايل افغانستان شد و تصريح نمود كه نظر به روحيه‌ي بيگانه سيتزي افغان‌ها وتجربه‌هاي كه درقرن 19 و20 از حضور خارجي‌ها درافغانستان به دست آمد نيرو نظامي نبايد داخل افغانستان مي‌شدند در جنگ‌ و گریزها نيروهاي ناتو دچار يك جنگ فرسايشي شده اند كه پيروزي‌شان عليه مخالفان حكومت در افغانستان مشكل به نظر مي‌رسد. وي ناكامي ناتو را در افغانستان، خطر جدي براي كشور‌هاي منطقه تلقي نمود و نقش شانگهاي را در ميانجيگري وكاهش تنش‌ها درافغانستان مهم برشمرد.

 عزیز آریانفر، سفیر افغانستان در قزاقستان نیز در سخنرانی خود گفت:

"هیات‌های بلندپایه افغانستان تاکنون در بسیاری از همایش‌های سازمان شانگهای اشتراک ورزیده است برای نمونه می‌توان از اشتراک حامد کرزی، رییس جمهور افغانستان و هیات همراه در نشست‌های تاشکنت و بیجنگ و نیز هفتمین نشست سران در بیشکیک نام برد. سخنران رییس‌جمهور افغانستان که به عنوان مهمان خاص در هفتمین نشست سران سازمان شانگهای در بیشکیک حضور داشت، توجه بسیاری را به خود جلب نمود."

 احمد ولی مسعود، رییس بنیاد شهیدمسعود که خیلی مورد توجه برگزار کنندگان کنفرانس به عنوان مهمان خاص بود در سخنرانی‌های گفت:

"ما معتقدیم که در هرگونه پروسه ثبات و امن‌سازی افغانستان، سازمان شانگهای می‌تواند کمک ‏کند.‏ تجربهء تاریخی نشان داده است هرگاه افغانستان جبرا به یک قطب ‏از قدرت‌های جهانی رانده شده است، تعادل و ثبات داخلی کشور مواجه با بحران شده و جنگ و نا امنی فراگیر ‏دامنگیر مردم ما شده است. به همین خاطر است که ما درین جا با دعوت از سازمان شانگهای در بازتوانی ‏افغانستان، در حقیقت در راستای همان استراتیژی بی طرفی فعال و عنعنوی سیاست خارجی افغانستان گام نهاده ایم."

در جریان کنفرانس اعضای هیات افغانی به سخنرانی پرداختند. قرار شد کلیه مقالات و سخنرانی‌های ارایه شده در نشست در کتابی به چاپ خواهد رسید.

پرفيسور كارگون از روسيه گفت: با افزايش توليد و قاچاق مواد مخدر شهرهاي بزرگ روسيه مورد تهديد قراز گرفته است. سازمان‌ همکاری شانگهای می‌‌تواند بخشی از مسوولیت مبارزه جهانی با تروریزم را بر عهده بگیرد. اما غیر ممکن است که سازمان شانگهای جانشین ناتو در افغانستان گردد. همچنین پروفیسور کارگون تاکید کرد: "من هیچ امکانی نمی‌بینم که سازمان شانگهای وارد گفتگوهای بین الافغانی شود."

وحیدالله صباوون، وزیر مشاور ریس جمهور در امور قبایل مذاكرات بين الافغاني را درحل معضل افغانستان موثر دانسته گفت: مبارزه عليه تروريزم ادامه دارد؛ اما نظر به بافت اجتماعي وساختار قومي طرح گفت وگو‌هاي داخلي از طريق بزرگان محلي با مخالفان راه حل خوبي است براي برون رفت از بحران . او گفت: از طرح‌های گفتگوهای بین الافغانی تحت شرایطی از جمله در نظر داشت مصوونیت طرف‌ها، اطمینان از شرایط و مرجعیت ملل متحد حمایت می‌کند.

پرفيسور پالستون، شرق شناس روسي گفت: چند سال از حضور نيروهاي خارجي درافغانستان مي گذرد و در اين مدت كمك‌هاي زيادي به افغانستان سرازير شده است و اين كمك‌ها مي‌توانست تغييرات چشم‌گير در اين كشور به وجود آورد، وي با انتقاد از يك جانبه نگري امريكا گفت: امريكا مانع كمك روسيه به افغانستان مي‌گردد. پالستون نقش روسيه را در تامين ثبات در افغانستان برجسته خواند و تصريح نمود كه شانگهاي تصميم ندارد نقش ناتو را درافغانستان محدود كند؛ بلكه مي‌خواهد در مشاركت با كشورهاي غربي در بهبود وضع در افغانستان سهم بگيرد.

پالستون گفت: درسال 2005 مرزبانان روسي سرحد افغانستان را ترك گفتند؛ كه در نتيجه قاچاق مواد مخدر 4 برابر افزايش يافت . وي بر ضرورت كنترول سرحد تاكيد نموده گفت: ما كنترل سرحد را در افغانستان در چارچوب سياسي عملي مي‌دانيم. وي روحيه‌يي استقلال طلبي افغانها را ستوده گفت: افغانستان از شوروي نشد افغانستان امريكايي هم نخواهد شد افغانستان افغانستان خواهد ماند.

در دومين روز اين نشست بحث‌ها روي مسايل افغانستان، منطقه و جهان ادامه يافت. ولف لاپينز، نماينده‌ي منطقه‌يي بنياد فيبرش ايبرت در آسياي ميانه نقش نيروهاي آلمان را تامين امنيت و بازسازي افغانستان برجسته خواند و تصريح نمود كه آلمان خواهان تاسيس دولت با ثبات درافغانستان است و منافع آلمان در افغانستان تامين امنيت و ثبات در اين كشور است، اما تامين امنيت بدون تحقق نظام مردم سالار ناممكن به نظر مي‌رسد. لاپینز در پاسخ به سوالی در مورد تفاوت نیروهای آلمانی و امریکایی در افغانستان گفت: نیروهای آلمانی اول در می‌زنند و بعد با اجازه وارد خانه می‌شوند اما نیروهای امریکایی با لگد در را باز می‌کنند، نیروهای آلمانی نیروهای صرف نظامی‌نیستند آنها نیروی نظامی- مدنی هستند.

داكتر قادري، مدیر مطالعات افریقایی دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ایران با تقسيم نمودن طالبان به طالب بد، خوب و ميانه‌رو را كار نامعقول دانسته گفت: طالبان يك تفكر از اسلام تندرو است كه در منطقه به صورت نامريي جريان دارد و درحال گسترش است.

داكتر سيد رسول موسوي؛ مدير كل دفتر مطالعات سياسي و بين المللي وزارت خارجه‌ي ايران در مورد پيامدهاي احتمالي تحولات در افغانستان چهار سناریو را محتمل دانست: 1- موفقيت ناتو 2- موفقيت طالبان 3- ادامه وضع موجود 4- مذاكره و تفاهم ميان ناتو و طالبان. داکتر موسوی گفت: اگر ناتو طالبان را شكست دهد شانگهاي تحت فشار قرار مي‌گيرد و نقش شانگهاي محدود مي‌گردد. در صورت عملي شدن فرض دوم كشورهاي آسياي ميانه را موج افراط‌گرايي فرا خواهد گرفت و در صورت مذاكره‌ي ناتو با طالبان شديدترين ضربه و شكست را شانگهاي متحمل خواهد شد. اين كارشناس ايراني، نظريه سوم را خواست ناتو دانسته و گفت: ناتو خواستار ادامه روند موجود در افغانستان است و ادامه اين وضع، حضور ناتو را در منطقه تقويت مي كند و اين به نفع كشور‌هاي منطقه نيست.

من، داکتر مرادیان و قادر دوستم از این موضع داکتر موسوی انتقاد کردیم. قادر دوستم  هم گفت اقای داکتر موسوی در این شرایط خوب نبود که شما افغانهای مهاجر را به زور اخراج کردید!

در روز نخست کنفرانس در سخنرانی‌ام در پاسخ به انتقادهای اپوزیسیون و سخنرانان دیگر به تفصیل صحبت کردم و در سخنرانی ام در روز دوم در مورد ماهیت ناامنی در منطقه و نگاه افغانستان به سازمان شانگهای گفتم:

"ریشه‌‌های ناامنی از نگرانی‌‌های کشورهای منطقه نسبت به هم نشات ‌می‌گیرند. زمان آن رسیده است که کشورهای منطقه نگرانی‌های همدیگر را انکار نکنند.

تعدادی از کشورهای منطقه در مورد نیات ایالات متحده و ناتو از حضور در افغانستان احساس نگرانی دارند که آیا ایالات متحده تنها برای جنگ با تروریسم به این منطقه آمده است و یا قرار است در درازمدت در منطقه بماند؟ گرچه کشورهای منطقه در آغاز جنگ با تروریسم که خود نیز از گسترش آن به شدت احساس خطر می‌کردند, با امریکا همنوا شدند اما در برابر حضور دایمی‌امریکا نوعی مقاومت از خود نشان می‌دهند. واقعیت دارد که با حضور امریکا و ناتو دیگر در افغانستان خلای قدرت مانند گذشته نیست اما به تجربه ثابت شده است که قدرت‌های منطقه توانایی تخریب صلح و امنیت را در هر سطحی دارند.  تعهد "درازمدت" امریکا برای برپایی "امنیت، دموکراسی و رفاه" تنها زمانی که ثابت کند که نتیجه این سیاست وابستگی یک جانبه به به ایلات متحده نخواهد بود، می‌تواند به اعتماد سازی مجدد در منطقه  بیانجامد.

مبارزه مشترک با تهدید تروریسم و افراط گرای مذهبی ناتو را به افغانستان کشانده است. زود است که فرماندهی ISAF در افغانستان را گسترش ناتو به این کشور ارزیابی گردد."

گرچه از هر گام در جهت دیموکراتیک شدن و روی کار آمدن حکومت ملکی در اسلام آباد باید استقبال کنیم اما امضای موافقت‌نامه اخیر میان حکومت پکستان و طالبان در حالی که طالبان همچنان بر جهاد در افغانستان تاکید می‌ورزد نشان می‌دهد که در پاکستان هر حکومتی حاکم باشد در مساله امنیت افغانستان نباید خوشبین باشیم. (بنا بر خبرنامه وزارت داخله در 8 جون 2008 عملیات‌های طالبان در افغانستان 60 درصد نسبت افزایش داشته است.) آنچه در پاکستان باید تغییر کند. محدودسازی ای اس ای و مدارس مذهبی پاکستان و نفوذ جنرال‌های بنیادگرای اردو در مسایل افغانستان است که با تغییر آن می‌توان امیدوار بود که سیاست پاکستان در مبارزه با تروریسم تغییر کند.

برای افغانستان مهم است موج فزاینده بنیادگرایی در پاکستان به کدام سمت و سو در حال پیشرفت است. ضعف عمده نبرد علیه تروریزم و جود پناه‌گاه‌های امن برای طالبان و تروریست‌ها در آن سوی دیورند است. گسترش عملیات نظامی‌به پایگاه‌های طالبان و القاعده در خاک پاکستان به عنوان یک راه چاره اساسی است که مورد توجه محافل غربی نیز قرار گرفته است.

زمینه همکاری عملی میان سازمان شانگهای و ناتو در افغانستان نیز ممکن است گرچه تاکنون در مورد مکانیسم‌های آن صحبت نشده است و کدام پیشنهاد رسمی‌هم به افغانستان در این زمینه نرسیده است. افغانستان از ابتکار گفتگوهای سه جانبه میان افغانستان، سازمان همکاری‌ شانگهای و ناتو و همچنین از گتفگوهای افغانستان، سازمان شانگهای و پاکستان حمایت می‌کند و آنرا دیپلوماسی موثر در امنیت افغانستان و منطقه ارزیابی می‌کند. امیدوارم در بحث‌های این کنفرانس مهم در زمینه این مکانیسم‌ها به نتایج مشخص برسد."

در پايان کنفرانس از سوي بنياد كنياوزف اعلامیه سه صفحه یی ترتيب شده بود كه در برخي از مواد اين اعلاميه از حضور امريكا و ناتو در افغانستان انتقاد شده بود، موارد انتقادي از جانب هيات افغانستان مورد پذيرش قرار نگرفت و در مورد صدور اعلاميه رسمي اختلاف نظر بوجود آمد، گرچه الكساندر كينازوف و شماري ديگري از كارشناسان براي تصويب اين اعلامیه تلاش زياد نمودند؛ ولي جانب افغانی دولتی و غیر دولتی با جديت تمام خواستار اصلاح و ايجاد تغييرات در اين قطعنامه شدند كه در نتيجه‌ي بحث وگفت وگوهاي زياد قرار شد نتايج اين كنفراس كه شامل پيشنهادها، راهكارها و چگونگي همكاري شانگهاي با ناتو در افغانستان مي‌گردد پس از گنجانیدن نظر هیات افغانی نشر گردد که تا اکنون به ما فرستاده نشده است و گمان می‌کنم بنیاد کنیازوف همان اعلامیه خود را نشر کرده باشد که این خلاف توافق در کنفرانس بود.

 نگاه سازمان همکاری های شانگهای به افغانستان

تعدادی از اشتراک کنندگان معتقد بودند که امریکا و پیمان ناتو در ماموریت‌شان در افغانستان ناکام شده است و از این بابت به شدت ابراز نگرانی می‌کردند. شکست ناتو در افغانستان و بیرون شدن نیروهای آن از افغانستان، کشورهای عضو شانگهای را با مخاطرات از این هم بیشتری روبرو می‌سازد. در صورت بیرون رفتن ناتو از افغانستان، خلای قدرت پدید می‌آید که بی‌درنگ آن را نیروهای تندرو اسلامی ‌با کارگردانی محافل تندروی پاکستان پر خواهند کرد و استراتیژی بعدی آنان را رخنه به آسیای میانه تشکیل خواهد داد و در سر انجام کار، بار سنگین مبارزه با تروریزم به گردن شانگهای خواهد افتاد و این در حالی است که امکانات عملی این سازمان قابل مقایسه با ناتو نیست.

سازمان شانگهای مایل به فرستادن نیرو و دخیل شدن در جنگ در برابر تروریزم و تندروی اسلامی ‌نیست. ماهیت این سازمان نظامی ‌نیست مگر باید راهکار جدیدی را که عبارت است از مشارکت در همکاری با سازمان ناتو در افغانستان، به عنوان یگانه راه معقول برونرفت از بحران پیش آمده، پیش گیرد.

کشورهای عضو شانگهای از پیروزی کامل و نهایی نیروهای ناتو در افغانستان نیز ترس دارند و می‌پندارند که در آن صورت، امریکا تلاش خواهد نمود که از افغانستان به عنوان تخته‌خیز برای پرش‌های بعدی به آسیای میانه و کشورهای همسایه بهره برداری نماید.

سازمان شانگهای می‌تواند در زمینه‌های تجهیز اردوی ملی، پلیس و نیروهای امنیتی افغانستان، آموزش کادر‌های نظامی‌و انتظامی‌و امنیتی افغانستان، مشارکت فعال‌تر در زمینه بازسازی افغانستان، همکاری در مبارزه با مواد مخدر، ایجاد تیم‌های PRT در ولایت‌های شمالی و کنترول مرزها با توافق ناتو همکاری نماید.

در مورد امکان مساعی سازمان شانگهای در گفتگوهای بین الافغانی اکثر اشتراک کنندگان کنفرانس با تردید می‌نگریستند؛ به این نتیجه رسیدیم که گنجانیدن "بررسی سازماندهی روند گفتگوهای بین الافغانی با همکاری سازمان شانگهای" به عنوان یکی از محورهای کنفرانس مشورت افغانهایی که گرایش اپوزیسیون دارند؛ وارد اجندای کنفرانس شده است.

طرح‌های همکاری میان ناتو و سازمان شانگهای هنوز برای دولت‌ها و سران کشورهای عضو شانگهای و دولت افغانستان به گونه رسمی‌ پیشکش نشده است. همچنین تا کنون سازمان شانگهای در زمینه کدام ابراز نظر رسمی ‌ننموده است. هنور موقف کشورهای عضو سازمان شانگهای در زمینه روشن نیست.

آنچه مربوط به افغانستان است، هنوز به صورت رسمی  طرح همکاری یا مشارکت از سوی این سازمان در حوزه امنیت به دولت افغانستان نرسیده است اصلا در حال حاضر تصور چنین مکانیزم همکاری ‌بسیار دشوار است.

روسها علاقمندند که سازمان همکاری شانگهای برای مشروعیت حضور نظامی روسیه در مرز با افغانستان از اعضای شانگهایی تایید بگیرد که این امر مورد علاقه همسایه‌های شمالی هم مرز ما نیست.

نکته قابل توجه در این کنفرانس حضور بسیار کم‌رنگ چین در کنفرانسی که با موضوع شانگهای بود. چین نقش رهبری در این سازمان را دارا می‌باشد؛ بود. تنها یک کارشناس از یک مرکز مطالعات اجتماعی و توسعه در سین‌کیانگ اشتراک کرده بود. در مورد علاقه نگرفتن چینایی‌ها از برگزارکنندگان پرسیدم که گفتند ما دعوت کرده‌ایم.

ایران علاقه زیاد از خود برای عضویت در سازمان شانگهای نشان می‌دهد و اکنون نیز عضو ناظر است اما تنها اعضای کمی مانند تاجیکستان از عضویت ایران در این سازمان حمایت می‌کند و دلیل آن هم یکی دور بودن ایران از محیط امنیتی-اقتصادی سازمان شانگهای و دیگر این که ایران صرف علاقه دارد تا این از این سازمان برای برون شدن از انزوای استراتیژیک بهره برده و از احساسات ضد امریکایی در حوزه شانگهای در بده و بستان‌های خود با با غرب بهره‌برداری کند؛ به چنین رویکردی اکثر اعضای شانگهای از جمله چین علاقه ندارد. چین نمی خواهد که این سازمان را در برابر امریکا و ناتو نشان دهد و معتقد است که مسایلی که روسیه و ایران با امریکا دارد مسایل دو جانبه است و موضوع شانگهای نیست.

متن سخنرانی من با عنوان "امنیت در افغانستان؛ بررسی امکانات منطقه یی" آماده کرده بودم و قرار بود برای نشر در کتاب کنفرانس نیز نشر شود و از آنجا که برگزار کنندگان کنفرانس در مورد قطعنامه پایانی به تعهدشان عمل نکردند، آن را نفرستادم.