گزارش گروه مطالعات افغانستان در مرکز مطالعات ریاست جمهوری امریکا (30 جنوری 2008)

 نویسندگان این گزارش با این انتقاد از جامعه جهانی و امریکا آغاز کرده اند که: ایالات متحده و جامعه بین المللی سعی کرده اند که جنگ در افغانستان را با نیروی نظامی بسیار کم و کمک های اقتصادی ناچیز ببرند. این گروه معتقد است دستیابی به موفقیت ها به مساعدت دوام دار چندساله ایالات متحده و قراردادن افغانستان در اولویت بالاتر سیاست خارجی امریکا ممکن است. زمان آن رسیده است به تلاش های مان برای آوردن ثبات در افغانستان دوچندان جان دوباره ببخشیم.

در مقدمه گزارش از گسترش ناامنی، حکومت ضعیف، فساد رو به گسترش و اقتصاد ضعیف و بیکاری که در افکار عمومی افغانها باعث کاهش مشروعیت دولت افغانستان و در بعضی از کشورهای غربی به کم شدن تمایل افکار عمومی برای تمدید ماموریت های نظامی شده است؛ اضهار نگرانی شده است. در این گزارش در شش موضوع: هماهنگی در میان جامعه بین المللی، امنیت و حکومت قانون، مبارزه با مواد مخدر و افغانستان و همسایگان پرداخته شده است.

برای توجه عمیق تر و بیشتر به مسایل افغانستان در ایالات متحده امریکا، سه پیشنها ارایه شده است:

1.      حکومت و کنگرس باید در پروسه های قانونی و اجرایی موضوع عراق و افغانستان را از هم تفکیک کنند.

2.      یک نماینده خاص برای افغانستان که همه ی جنبه های پالیسی های ایالات متحده امریکا درمورد افغانستان را رهبری کند. (در پی نوشت به موضوع پدی اشداون اشاره شده است.)

3.      یک سند بین المللی لازم است تا یک استراتیژی جدید را فرمول بندی کند.

در این گزارش به سیاست دو گانه و کم کاری دولت پاکستان در مبارزه با تروریسم اشاره نشده است. اما از افغانستان خواسته شده است که "دیورند" را به مثابه مرز بین المللی میان دو کشور به رسمیت بشناسد و از سیاست دولت پاکستان در مورد گسترش اداره خود به مناطق قبایلی حمایت کند. و همچنین از جرگه امن منطقه یی نیز به عنوان یک مکانیسم خوب ارتباط میان دو کشور بحث شده است. و تاکید شده است که نقش کشورهای همسایه (پاکستان و ایران) و قدرتهای منطقه یی: چین، هند و روسیه در ثبات افغانستان باید جدی گرفته شود.

متن کامل گزارش را به صورت پی دی اف بخوانید.

 

دفاع از حق سخن گفتن به فارسی در افغانستان! (2)

باید به یک راه حل دیموکراتیک که چهره متکثر زبانی افغانستان را نشان دهد برسیم؛

  1. یک راه حل این است که یک جمع باصلاحیت اسم های رسمی را تعریف کنند و لیستی تهیه شود و از تصویب پارلمان بگذرد تا هم در فارسی و هم در پشتو، تنها آن کلمه، به مثابه اسم رسمی بکار برده شود.
  2. راه حلی که من می پسندم و دیموکراتیک تر است این است که هر اسمی، خاص یا عام در زبان پشتو به واژه پشتو و در فارسی با واژه فارسی و در زبان های محلی با واژه های محلی باشد و رسمی هم باشد. مثل این که در لوحه سر در دانشگاه کابل بنویسیم" کابل یونیورسیتی" و همچنین بنویسیم "دکابل پوهنتون" یا "دانشگاه کابل"

اما قصه تنها اسم های رسمی یا چنان که گفته می شود "ترمینولوژی ملی" نیست که با توافق بر آنها مشکل رفع گردد. بیشترینه نارضایتی کریم خرم و تیم همراه او، از واژه سازی در زبان فارسی و از پویایی های زبانی فارسی است که به خاطر تعداد زیاد مترجمان و نویسندگاه خبره، هر روز در نگارش و رسم الخط نوگرایی می شود.

باید بپذیریم که یک نویسنده آزاد است که هر گونه که می خواهد بنویسید یا واژه نو بسازد و کسی یا هیچ مرجع قدرتی صلاحیت تنبیه و توبیخ او را ندارد. البته ناگفته پیداست که پذیرش این نوگرایی ها و رواج عام یافتن بستگی به ذائقه زبانی مردم و قضاوت اهل فن یعنی جامعه نویسندگان دارد. و حتی اگر مردم یک واژه نو را خوش نکنند و اهل فن هم نپذیرند باز کسی حق شلاق زدن نویسنده را ندارد به خاطر این که شاید روزی کسی پیدا شود که نوآوری او را قدر کند. و الخ. ...