برای زندگی امن

یکشنبه هفته جاری 15 تن که بنا بر ارتکاب قتل، یاغی‌گری، دزدی مسلحانه و گروگان‌گیری و ... توسط محکمه به اعدام محکوم شده‌بودند یکجا اعدام شدند. و بنا بر اظهار مقامات پرونده ۱۷۵ نفر دیگر نیز در انتظار تایید نهایی است. چنین اجرای حکمی در ۵/۵ سال اخیر پس از طالبان بی‌سابقه است.

حتی برای کسی که به واسطه رفتار جنایت بارش زندگی خود را از دست می دهد باید متاثر شد اما برای افغانستان که با چالش تامین امنیت و اجرای حکومت قانون مواجه است باید در اندیشه راه حل های اجتماعی-سیاسی موثر باشیم. موافقان و مخالفان اجرای حکم اعدام و برخورد قاطع با گروه‌های تروریست و تبهکار، هر کدام بر استدلال‌های خود پافشاری دارند. در این نوشته سعی می کنم از زاویه‌های مختلف به داوری بنشینیم:

مردم هنوز تجربه سخت‌گیری‌های طالبان در اجرای "حدود شرعی" را از یاد نبرده‌اند؛ با آن هم اتفاق‌نظر است که با سخت‌گیری در اجرای جزای مجرمان در قلمرو زمامداری طالبان، مردم از شر اشرار، دزدان و غارت‌گران احساس امنیت می‌کردند. گرچه هیچ کس نگفته که زندگی در امارت اسلامی طالبان توام با احساس آرامش بوده و همه به یاد دارند که انواع وحشت‌ها، مردم را ناآرام، مهاجر و بی‌سر-و-سامان ساخته بود اما واقعیت است که سخت گیری طالبان در اجرای قانون مورد نظرشان تا چه حد زیاد موثر بوده است. سیاست طالبان در کاهش کشت مواد مخدر نیز موثر و کارساز بوده است. این تجربه‌ها از دوره طالبان در خاطره‌ها مانده است که با تعامل دقیق می‌توان نتایجی از آن گرفت که برای امروز نیز  راه‌گشا باشد.

باز بدون اینکه از این مقایسه برداشت سیاسی گردد، همه مردم کابل اذعان دارند که کابل در دوره ۵/۴ ساله مجاهدین ویران گشت و در دوره ۶ ساله طالبان با آن جکومت جور و ظلم، اما دامنه ویرانی و قتل و جراحت جسمی و مالی بر مردم کابل بسیار کمتر بوده است؛ (ولایت‌ها به خاطر تداوم مقاومت قصه دیگری دارند که از بحث ما خارج است.) علت آن قابل درک است. در دوره مجاهدین، دولت نبود یا اگر به صورت اسمی بود اما حاکمیتش بر بعضی از سرک‌های کابل محدود می‌شد و در بسیاری از سرک‌ها و محله‌ها هر گروه و تنظیمی که خود سودای دولت در سر داشت حکومت می‌کرد و چینن وضعیتی را در علم سیاست به گفته هابز "جنگ همه علیه همه" می‌گویند که "وضعیت طبیعی" است. در وضعیت طبیعی هر کس یا گروه برای دفاع از خود تنها به قدرت خود متکی‌ست، زندگی آدمی کوتاه و ددمنشانه خواهد بود. هابز استدلال می‌کند که هیچ‌گاهی ظلم دولت ظالم بیش‌تر از وضعیت هرج و مرج گونه طبیعی نخواهد بود. در حکومت ظالمانه طالبان مردم کابل از وضعیت آشفته دوره مجاهدین احساس امنیت بیشتر بوده است.

با مقایسه دوره طالبان با دوره مجاهدین با دوره فعلی ناگزیر وارد بحث دولت خوب و دولت بد می‌شویم. ساموئل پی. هانتینگتون که بیشترینه با ابراز نظریه "برخورد تمدنها" شهره خاص و عام شد اما او بیشتر متخصص در مباحث توسعه سیاسی است و از جمله در کتاب "سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی" در پاسخ به پرسش پیشین می‌گوید که دولت خوب دولتی است که احکام و قوانینش -بدون قضاوت ارزشی که کدام قانون- اجرا می‌گردد و حکومت بد جکومتی است که قادر به حکومت‌کردن نیست. اگر از این منظر بنگریم دولت فعلی دولت خوب نیست و دولت مجاهدین بدترین بوده است که کمتر قانونی داشته و کمتر توان حکومت بر اساس آن قوانین را دارا بوده است.

اگر به جامعه برگردیم؛ واقعیت است که انسان‌ها در شرایط مختلف رفتار مختلف از خود بروز می‌دهند. یک شاعر نازک طبع، یک سیاستمدار قدرت طلب و یک عامی تربیت‌ناشده و یک گاو و یک سگ اگر ۷۲ ساعت بدون آب و غذا بندی گردند وقتی بیرون بیایند هر پنج‌تای شان رفتار خیلی مشابه هم نشان خواهند داد؛ هر پنج ضعیف شده و رفتارهای پرخاشگرانه و وحشیانه برای آب و غذا از خود بروز می‌دهند که هیج شباهت به شخصیت اجتماعی پیشین‌شان نخواهد داشت؛ چرا؟ بنابراین در جامعه مرفه و دارای نظام آموزشی و تربیتی خوب آدم‌ها مودب، قانون‌مند تربیت می‌گردند که کمتر گرد رفتار ضد اجتماعی می‌گردند و اگر مواردی هم رخ دهد روان‌شناسان و مربیان اجتماعی سعی می‌کنند کشف کنند که این مجرم در زندگی ‌اجتماعی یا شخصی خود از کدام نارسایی رنج برده است و کدام تجربه ناخوشایند او را به سمت خشونت رانده است. اروپا در وضعیتی هست که برای همیشه مجازات اعدام را لغو کند و به مجازات های انسانی تر بیاندیشد اما اینجا در افغانستان شرایط به گونه کامل فرق می کند.

من نیر باور دارم که هرچه در افغانستان شرایط اقتصادی بهبود یابد و هرچه تربیت و آموزش خوب‌‌تر گردد شمار جنابتکاران کاهش می‌یابد و زندگی برای هر افغان چهره زیباتر را نشان می‌دهد. بنابراین مجازات‌ها باید با در نظرداشت وضعیت فرد هنگام ارتکاب جرم و وضعیت اجتماعی باشد وگرنه قانون به جای عدالت باعث ظلم بر مردم می‌گردد. اگر از نابرابری شدید درامدها بگذریم اکنون درآمد سرانه هر افغان حدود 375 دالر است؛ فرض کنید دولت بتواند این درامد را دو برابر یا حتی تا ده برابر برساند. آیا باز هم در حدی چشم ها را سیر خواهد کرد که از وسوسه هر جنایتی چشم بپوشند.

معضل امنیت کنونی بیشترینه از سوی شبکه ها و باندهای مافیایی جنایت پیشه تهدید می گردد نه توسط کسانی که از فرط گرسنگی رفتار خلاف قانون انجام داده باشند. آنان به خاطر فقر جنایت نمی کنند بلکه جنایت را به عنوان یک شغل و کسب-و-کار می بینند. در پس تعدادی از این شبکه ها دست ها و رابطه های سیاسی و استخباراتی کشورهای همسایه نیز پنهان است. با این طایفه از مردم چه باید کرد؟ باور نمی کنم که بهبود چند درصدی وضع اقتصادی مانع فعالیت آنها شود. حتی اجیرانی که این باندها به استخدام در می آورند در صورت ترس از قانون مجازات های سخت به سادگی و به دغدغه اجیر نمی گردند.

من نیز از کسانی‌ام که از هر نوع مجازات برای مخالف سیاسی بیزارم و از روزی که مخالفان سیاسی را بر دارهای مجازت ببینم احساس وحشت می‌کنم. اما هر دولتی مخالفان قانونی و غیر قانونی دارد و هر دولت، کسی از اهل سیاست که قانون اساسی را زیر پا گزارد و نقض کند و به امنیت ملی و منافع ملی آسیب برساند در خدمت منافع بیگانه درآید یا به فساد سیاسی و اداری آلوده گردد را مجازات می‌کند و این برخلاف حقوق انسانی نیست بلکه عین عدالت است. اما باید پیش از اجرای هر مجازاتی قانون آن به طور دقیق مشخص گردد و جزای آن که باید در دادگاه عادلانه و بارعایت حق دفاع متهم باشد. در مورد اهل سیاست باید ابتدا قانون "جرم سیاسی" تصویب و تعریف واضح گردد و محاکم عادلانه آن برگزار گردد.

اکنون در افغانستان مخالفان سیاسی آزادند و فعالیت آزادانه دارند و هیچ مخالف سیاسی در زندان نیست و این در تاریخ معاصر افغانستان بی سابقه است. و در کشورهای منطقه و جهان اسلام یک نمونه استثنایی است. برای کسانی از مخالفان که علیه دولت منتخب و قانونی دست به اسلحه برده‌اند و می‌جنگند و با عملیات انتحاری و خرابکارانه هر روز در سرک‌ها رهگذران را به خون می‌غلطانند چه جزایی باید داد و چگونه باید رفتا کرد؟ آیا باز می‌توان عملیات انتحاری، جنگ مسلحانه و گروگان‌گیری و قتل و غارت مردم را جزو آزادی‌های مدنی برشمرد و با ارتکاب‌کنندگان آن با مدارا رفتا کرد؟

گفته می شود که رهبران جنایت کار جنگی در قدرت اند و جنایت کاران کوچک بالای دار و این واقعیت تلخ سیاست امروز افغانستان است. اما نمی توان اجرای یک حکم را به بهانه موضوع دیگر, معطل گذاشت؛ در این مورد باید بیشتر واقعیت گرا باشیم؛ دولت تاجایی که گستره قدرتش اجازه می دهد باید در اجرای قانون قاطع باشد. نمی توان دزدان را مجازات نکرد با این استدالال که در دنیا جنایت کاران بزرگی بر مسند قدرت تکیه زده اند و ایمن از هر مجازاتی اند.

اگر کمیسیون حقوق بشر و دیده بان حقوق بشر بیشتر به مجازات کسانی که حتی در شرایط جنگی مرتکب جنایت شده اند، بدون درنظرداشت این که او وابسته به کدام رهبر جهادی بوده است؛ می پرداخت. اکنون شاهد اعاده حقوق تلف شده و اجرای عدالت در موارد بسیاری می بودیم. منظورم این است که محکمه جنایت کاران جنگی در افغانستان بیش از حد تبدیل به یک موضوع سیاسی شد که به نفع هر کسی باشد به نفع بازماندگان قربانیان نخواهد بود.

اگر دولت جدید در سال ۸۲ مخالفان مسلح را بکلی از میان بر می‌داشت و با مدارا رفتار نمی‌کرد اکنون قدرت مخالفان مسلح در حدی نمی‌شد که چهار ولسوالی را در جنوب در حاکمیت خود درآورند و سخنگو قومندان و لشکر و دفتر بسازند. اگر اولین کسی که به قصد عملیات انتحاری دستگر می‌شد در ملای عام تیرباران می‌شد اکنون صدها تن پاکستانی یا افغان جرات نمی‌کردند با انتحار خود، جان صدها بی‌گناه را بگیرند. اگر اولین گروگانگیران در سه روز محاکمه و اعدام می‌گردیدند اکنون موجی از دزدان گروگان‌گیری زنان و مردان خارجی را وسیله امرار درامد قرار نمی‌دادند و ...

آنچه روز یکشنبه دولت با اعدام ۱۵ تن از جنایت‌کاران نشان داد؛ چهره قدرت و خشونت دولت بود که تا آن حد مقدس و قابل احترام است که چهره خوب دولت حین خدمت و سازندگی زیبا و مقدس است و همان قدر به تضمین آزادی می‌انجامد که حمایت دولت از آزادی‌های مدنی می‌انجامد.

امیدواری من این است که دولت با سنجش دقیق پرونده‌های بقیه، باز کسانی که بی‌قانونی‌شان از حد بخشش گذشته است بدون تشویش به مجازات برساند. تنها نگرانی من نیز از روند رسیدگی و تحقیق در پرونده‌های این مجرمان است تا نکند بیگناهی مقصر شناخته شود و با اعدام او راه هر نوع جبران اشتباه بسته گردد. ستره محکمه باز باید با ایجاد محاکم خاص و مطمئن پرونده‌هایی که جزای اعدام دارند را بارها باید بررسی کند و این کار با وجود ضعف و فساد عمومی در سیستم قضایی کنونی افغانستان ممکن و شدنی است.

دولت بدون قدرت قانونی اعمال خشونت توان حکومت کردن خود را از دست می‌دهد و از قانون تنها ارزش اخلاقیش می‌ماند. گرچه هر امر قانونی اخلاقی است اما هر امر اخلاقی، قانون نیست و هدف دولت از تصویب قوانین گسترش اخلاق عمومی نیست بلکه ایجاد نظم اجتماعی است که لازمه زندگی امن هر فرد در اجتماع است. قانون بد که اجرا می گردد بهتر از قانون خوب است که روی کاغذ می ماند.

گرچه این اعدام ها یا مجازات سخت نمی تواند پاسخی برای همه ضعف ها و ناکارآمدی های دولت برای تامین امنیت عمومی باشد اما می تواند بخشی از ضعف دولت در اجرای حکومت قانون را جبران کند؛ بخشی که هرچند محدود است اما تاثیرگذاری فوری و اساسی بر جای خواهد گذاشت.

 

در خانه اژدها؛ یادداشت های روزانه سفر به چین: 18 تا 21 آگست 2007

در یک سفر رسمی، سه روز در چین بودیم که گزارش آن را "سه روز در بیجینگ"پیش تر خواندید و این روزنوشت های خودم از آن سه روز است. جزئیات مذاکرات و تحلیل های تکراری با یادداشت پیشین را حذف کردم.

اگر روزهای آینده حوصله و فراغتی دست داد در باره الگوی توسعه چین، جایگاه بین المللی چین و نقش آینده چین در دنیای جهانی شده خواهم نوشت. 

از کابل پرواز ما به دوبی و بعد به بیجنگ بود. پرواز آریانا با تاخیرهای پی‌هم، آخر ساعت پنج و نیم قرار شد به طیاره دیگری از همین شرکت برویم. ساعت یازده شب به بیجینگ رسیدیم. دو تن از دیپلمات‌ها و دو-سه تن از تشریفات وزارت خارجه چین آمده بودند. ساعت دوازده و نیم به مهمان خانه دولت چین رسیدم که در یک باغ وسیع قرار دارد و مجموعه‌یی از ویلاهایی است که برای مهمانان عالی‌رتبه اختصاص دارد. رییس جمهور کرزی نیز سال پیش در یکی از ویلاهای همین مهمان‌خانه اقامت داشته است.

وزیر امور خارجه روز جمعه برای همراهی رییس جمهور در نشست سران سازمان همکاری های شانگهای SCO به بیشکک- پایتخت ازبکستان- رفته و قرار است که دور روز زودتر برای تداوی طب چینایی به بیجینگ آمده است. برای دومین بار رییس جمهور کرزی در جلسه سران این سازمان شرکت کرده است. SCO برای افغانستان به لحاظ بهبود اعتماد با اعضای آن که چین و روسیه دو عضو مهم و بنیان گذار آن است و همسایه‌های شمالی ما مهم است و از سوی دیگر همکاری های اقتصادی در این سازمان برای افغانستان جازبه دارد. افغانستان به عنوان مهمان خاص در آن شرکت می‌کند. ایران و پاکستان نیز عضو ناظر هستند و درخواست عضویت‌شان هنوز پذیرفته نشده است که یکی از دلایل مهم آن عضو نشدن افغانستان است.

پیش تمام اداره های دولتی عسکرها استاده هستند.

ساعت شش و نیم صبح بیدار شدم. دوش گرفتم. اتاق‌های ما در طبقه دوم یک ساختمان دو طبقه است و در طبقه اول اتقا‌های میزبانان و خدمت کاران است که 4-5 دختر چینایی و دو سه مرد هستند که با حرکات نرم و آرام ادب و ظرافت شرقی را نشان می دهند. قرار است باز داکتر سپنتا برای یک معاینه دیگر ساعت 8و 30 به شفاخانه برود و ما تا ساعت 10 وقت داشتیم که در این فرصت سعی کردم اینترنت کار کنم. اینترنت با سرعت بالا در هر اتاق در دسترس است.

ساعت ده و نیم به ملاقات تانگ جی شوان، مشاور حکومت چین، رفتیم. حدود 15 دقیقه زودتر رسیدیم و این به خاطر ترافیک کم در سرک‌های بیچینگ است. در بیجینگ موترهای نمبر فرد یک روز و نمبر زوج روز دیگر حق تردد دارند که خیلی از بار ترافیک کاسته است. در یک سالن بزرگ مشاور حکومت چین را ملاقات کردیم. او مردی موقر و حدود 60 ساله یا بیشتر به نظر می‌رسد. مشاور مستقیم به سمت ما نگاه نمی‌کند. در ابتدای جلسه دو دختر چینایی دستمال‌های مرطوب و گرم را به ما دادند که به صورت و دست‌مان کشیدیم، مشاور گفت این سنت چینی است و باعث شادابی پوست دست و صورت می‌شود و سردرد را تخفیف می دهد. در موضوع‌های زیادی صحبت شد و وقتی مترجم این سخن وزیر امور خارجه افغانستان گفت که "افغانستان حفاظت از شهروندان چینایی را در افغانستان مسوولیت خود می داند و در این راه از هر امکانی استفاده خوادهد کرد" را ترجمه کرد، مشاور با نگاه جدی به طرف ما نگاه کرد که نشان می داد این موضوع خیلی برای او مهم است. 19 گروگان کره‌یی در دست طلبان نگرانی‌های زیادی برای همه کشورهایی که اتباع‌شان در افغانستان هستند ایجاد کرده است .

تمامی جلسه‌های رسمی، مقام‌های چینایی فقط به چینایی گپ می‌زنند حتی وزیر خارجه‌ چین و معاون انستیتوت مطالعات بین المللی معاصر چین و تا مترجم به چینایی ترجمه نکرده است حرکتی از خود نشان نمی‌دهند که بفهمی انگلیسی هم می‌فهمد!

ساعت 12 به سفارت افغانستان در بیجینگ رفتیم که ساختمانی دو طبقه است. سفیر و چهار دیپلمات و چند کارمند محلی هستند. محمد اکلیل حکیمی سفیر افغانستان در بیجینگ یکی از سفیران جوان و فعال و آشنا به رمز و رازهای دیپلماسی است و می‌توان گفت از موفق‌ترین سفیران افغانستان است. بعد از ظهر وزیر سنگ آغازین ساختمان جدید اقامتگاه سفارت را گذاشت. بعد به ملاقات وزیر صحت چین رفتیم و داکتر سپنتا یک موافقت نامه همکاری های صحی را با او امضاء کرد.

انستیوت مطالعات بین المللی چینوزیر به مهمان خانه برگشت و با بقیه اعضای هیات افغانی به مرکز مطالعات بین المللی چین رفتیم. باز گفتند که 10 دقیقه زودتر رسیده اید! این مرکز از وزارت امور خارجه چین حمایت می‌شود و محققان برجسته‌یی از جمله سفیران بازنشسته چینایی عضو آن هستند و از طریق این مرکز در تدوین سیاست خارجی چین و دیپلوماسی چین شرکت دارند.. با رییس چند دقیقه تعارفی صحبت کردیم و در سالن بعدی موافقت نامه‌همکاری‌های علمی و آکادمیک میان این مرکز و وزارت خارجه ما را امضاء کردم. بنا بر این موافقت نامه قرار است هر سال چند تن از وزارت خارجه افغانستان برای فرصت‌های مطالعاتی چند هفته‌یی به این مرکز بیایند. که فرصت بینظیری برای شناخت چین از نزدیک است.

روز سه شنبه وزیر با شبکه تلوزیونی CCTV9 مصاحبه کرد. ساعت 10 و 30 با یانگ جی چی وزیر امور خارجه چین ملاقات داشتیم که به موقع رسیدیم. وزارت خارجه چین در ساختمان بزرگی است که در نگاه اول بیشتر به یک مجموعه تجاری می‌ماند. وزیر در طبقه اول منتظر ما بود. به سالن کنفرانس کوچک اما زیبایی در همین طبقه رفتیم. مذاکرات با لی جائو جينگ، وزیر خارجه چین بیش از یک ساعت طول کشید؛ چین با افغانستان مناسبات گسترده‌یی دارد که رو به گسترش است. اگر در هر موضوع چند دقیه گپ زده شود؛ زمان زیاد می‌برد.

وزارت امور خارجه چینوزیر خارجه چین از سیاست‌مداران جوان و نوگرای چین است و خیلی پرکار به نظر می‌رسد حتی فرصت ضیافت چاشت را هم از دست نمی‌دهد و به طور منظم در موارد مناسبات دو جانبه افغانستان و چین گپ می‌زند و سوال می‌کند. از جمله مشاور وزیر خارجه چین, جایگاه فعلی افغانستان را در جامعه بین المللی بلند و مهم توصیف نمود و با توجه به اینکه چین نیز خواستار اصلاح شورای امنیت به عنوان یکی از اعضای دایم است؛ در مورد موضع افغانستان در مورد اصلاحات در ملل متحد سوال کرد. داکتر سپنتا توضیح داد که افغانستان از موضع چین در شورای امنیت حمایت می‌کند چنان که در سازمان‌های بین المللی از چین حمایت کرده است و همچنین چین از افغانستان حمایت کرده است.

وقتی به مهمان خانه رسیدیم به وزیر گفتم موضع افغانستان به ارتباط اصلاحات در ملل متحد منسجم نیست و زیاد آشفته است.در این مورد حدود نیم ساعت بحث کردیم.اکنون افغانستان از عضویت هر کشوری که ادعای عضویت در شورای امنیت را کرده است اعلان حمایت کرده است که باعث پیچیدگی‌هایی شده است.افغانستان بنا بر تجربه خودش باید از تقویت نقش شخص دبیرکل در منازعات بین المللی و تقویت و گسترش ماموریت های ملل متحد حمایت کند.اصلاح ساختار شورای امنیت آن گونه که بسیاری از کشورها خواهان آن هستند؛ اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود.

حدود ساعت 3 به بازدید شهر ممنوعه امپراطوران چین رفتیم. یک ساعت گردش در این شهر تاریخی که چندصد هکتار وسعت دارد رویایی است که از چند سال پیش که فیلم "آخرین امپراطور" را دیدم در دل داشتم. آنچه دیدیم از فیلم خیلی باشکوه‌تر است. صحنه آخر فیلم را که امپراطور در اوج بدبختی به یک کودک در مورد امپراپور صحبت می‌کند را فراموش نمی‌کنم. موجی از چینایی‌های که اندام بیشترشان نصف یک آدم معمولی است و تعدادی انگشت شمار هم گردش‌گر اروپایی. یک ساعت گشتیم در هوای گرم و مرطوب.

ساعت 5 وزیر با بخش پشتو رادیو بین المللی چین مصاحبه کرد. حدود ساعت 7 قرار است به تیاتر "یک شب در بیجینگ" برویم. وقتی رسیدیم این تیاتر با تصور ما بیخی متفاوت بود. سالن باشکوه تیاتر در واقع یک رستوران بود و میز و چوکی‌ها مانند یک رستوران چیده شده‌اند. پس از نیم ساعت بعد نمایش شروع شد با عنوان "افسون در قصر" این نمایش که در واقع رقص‌های سنتی چین است که بعد از هر پرده به چینایی داستان روایت می‌شود و در مانیتورها به انگلیسی. رقاصه‌ها با لباس‌های بلند چند لایه و رنگارنگ و رنگهای خیلی‌شاد در چند صحنه راستی شکوهی از گذشته چین را نشان دادند. در همین تیاتر-رستوران شام را هم حین نمایش خوردیم.

چهارشنبه صبح به دیوار چین رفتیم که حدود چهل دقیقه از بیجینگ رسیدیم. در مورد این دیوار چیزهای زیادی خوانده بودم.

حدود ساعت 11 باز به قسمت دیگر شهر ممنوعه آمدیم که اقامتگاه تابستانی امپراطور است و از قصرهایی که دیروز دیدیم با صفاتر و دلنشین‌تر است. از جمله چیزهای دیدنی در این قصر برجی است که زنان امپراطور از فراز آن بتوانند مردم را تماشا کنند چراکه حق معاشرت مستقیم با مردم عادی را نداشتند. .

بعد از ظهر به انستیوت مطالعات بین المللی معاصر چین که انستیتوت دیگری است و بیشتر از طرف وزارت امنیت داخلی چین حمایت می شود رفتیم. این انستیوت از آن که پیشتر یاد کردم مهم تر است. و سال پیش رییس جمهور کرزی هم در این انستیتوت سخرنانی کرده بود. یک موافقت نامه همکاری میان وزارت خارجه و انستیتوت بین المللی معاصر با معاون انسیتوت امضا کردم. داکتر سپنتا در مورد مناسبات دو جانبه افغانستان و دیدگاه های منطقه یی افغانستان در مورد امنیت و همکاری های منطقه سخنرانی کرد و به چند پرسش پاسخ داد.

معاون رییس جمهور چینساعت 4عصر به ملاقات معاون رییس جمهور چین، زنگ جينگ هون گدر سالن بزرگ مردم چین رفتیم. معاون رییس جمهور مرد قدرتمندی است و در حین ملاقات چند بار به این فکر افتادم که او، باید سیاستمدار بزرگی باید باشد که بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون آدم را کنترول می‌کند.

 

یادداشت مرتبط:

سه روز در بیجینگ