در خانه اژدها؛ یادداشت های روزانه سفر به چین: 18 تا 21 آگست 2007
در یک سفر رسمی، سه روز در چین بودیم که گزارش آن را "سه روز در بیجینگ"پیش تر خواندید و این روزنوشت های خودم از آن سه روز است. جزئیات مذاکرات و تحلیل های تکراری با یادداشت پیشین را حذف کردم.
اگر روزهای آینده حوصله و فراغتی دست داد در باره الگوی توسعه چین، جایگاه بین المللی چین و نقش آینده چین در دنیای جهانی شده خواهم نوشت.
از کابل پرواز ما به دوبی و بعد به بیجنگ بود. پرواز آریانا با تاخیرهای پیهم، آخر ساعت پنج و نیم قرار شد به طیاره دیگری از همین شرکت برویم. ساعت یازده شب به بیجینگ رسیدیم. دو تن از دیپلماتها و دو-سه تن از تشریفات وزارت خارجه چین آمده بودند. ساعت دوازده و نیم به مهمان خانه دولت چین رسیدم که در یک باغ وسیع قرار دارد و مجموعهیی از ویلاهایی است که برای مهمانان عالیرتبه اختصاص دارد. رییس جمهور کرزی نیز سال پیش در یکی از ویلاهای همین مهمانخانه اقامت داشته است.
وزیر امور خارجه روز جمعه برای همراهی رییس جمهور در نشست سران سازمان همکاری های شانگهای SCO به بیشکک- پایتخت ازبکستان- رفته و قرار است که دور روز زودتر برای تداوی طب چینایی به بیجینگ آمده است. برای دومین بار رییس جمهور کرزی در جلسه سران این سازمان شرکت کرده است. SCO برای افغانستان به لحاظ بهبود اعتماد با اعضای آن که چین و روسیه دو عضو مهم و بنیان گذار آن است و همسایههای شمالی ما مهم است و از سوی دیگر همکاری های اقتصادی در این سازمان برای افغانستان جازبه دارد. افغانستان به عنوان مهمان خاص در آن شرکت میکند. ایران و پاکستان نیز عضو ناظر هستند و درخواست عضویتشان هنوز پذیرفته نشده است که یکی از دلایل مهم آن عضو نشدن افغانستان است.
![]()
ساعت شش و نیم صبح بیدار شدم. دوش گرفتم. اتاقهای ما در طبقه دوم یک ساختمان دو طبقه است و در طبقه اول اتقاهای میزبانان و خدمت کاران است که 4-5 دختر چینایی و دو سه مرد هستند که با حرکات نرم و آرام ادب و ظرافت شرقی را نشان می دهند. قرار است باز داکتر سپنتا برای یک معاینه دیگر ساعت 8و 30 به شفاخانه برود و ما تا ساعت 10 وقت داشتیم که در این فرصت سعی کردم اینترنت کار کنم. اینترنت با سرعت بالا در هر اتاق در دسترس است.
ساعت ده و نیم به ملاقات تانگ جی شوان، مشاور حکومت چین، رفتیم. حدود 15 دقیقه زودتر رسیدیم و این به خاطر ترافیک کم در سرکهای بیچینگ است. در بیجینگ موترهای نمبر فرد یک روز و نمبر زوج روز دیگر حق تردد دارند که خیلی از بار ترافیک کاسته است. در یک سالن بزرگ مشاور حکومت چین را ملاقات کردیم. او مردی موقر و حدود 60 ساله یا بیشتر به نظر میرسد. مشاور مستقیم به سمت ما نگاه نمیکند. در ابتدای جلسه دو دختر چینایی دستمالهای مرطوب و گرم را به ما دادند که به صورت و دستمان کشیدیم، مشاور گفت این سنت چینی است و باعث شادابی پوست دست و صورت میشود و سردرد را تخفیف می دهد. در موضوعهای زیادی صحبت شد و وقتی مترجم این سخن وزیر امور خارجه افغانستان گفت که "افغانستان حفاظت از شهروندان چینایی را در افغانستان مسوولیت خود می داند و در این راه از هر امکانی استفاده خوادهد کرد" را ترجمه کرد، مشاور با نگاه جدی به طرف ما نگاه کرد که نشان می داد این موضوع خیلی برای او مهم است. 19 گروگان کرهیی در دست طلبان نگرانیهای زیادی برای همه کشورهایی که اتباعشان در افغانستان هستند ایجاد کرده است .
تمامی جلسههای رسمی، مقامهای چینایی فقط به چینایی گپ میزنند حتی وزیر خارجه چین و معاون انستیتوت مطالعات بین المللی معاصر چین و تا مترجم به چینایی ترجمه نکرده است حرکتی از خود نشان نمیدهند که بفهمی انگلیسی هم میفهمد!
ساعت 12 به سفارت افغانستان در بیجینگ رفتیم که ساختمانی دو طبقه است. سفیر و چهار دیپلمات و چند کارمند محلی هستند. محمد اکلیل حکیمی سفیر افغانستان در بیجینگ یکی از سفیران جوان و فعال و آشنا به رمز و رازهای دیپلماسی است و میتوان گفت از موفقترین سفیران افغانستان است. بعد از ظهر وزیر سنگ آغازین ساختمان جدید اقامتگاه سفارت را گذاشت. بعد به ملاقات وزیر صحت چین رفتیم و داکتر سپنتا یک موافقت نامه همکاری های صحی را با او امضاء کرد.
وزیر به مهمان خانه برگشت و با بقیه اعضای هیات افغانی به مرکز مطالعات بین المللی چین رفتیم. باز گفتند که 10 دقیقه زودتر رسیده اید! این مرکز از وزارت امور خارجه چین حمایت میشود و محققان برجستهیی از جمله سفیران بازنشسته چینایی عضو آن هستند و از طریق این مرکز در تدوین سیاست خارجی چین و دیپلوماسی چین شرکت دارند.. با رییس چند دقیقه تعارفی صحبت کردیم و در سالن بعدی موافقت نامههمکاریهای علمی و آکادمیک میان این مرکز و وزارت خارجه ما را امضاء کردم. بنا بر این موافقت نامه قرار است هر سال چند تن از وزارت خارجه افغانستان برای فرصتهای مطالعاتی چند هفتهیی به این مرکز بیایند. که فرصت بینظیری برای شناخت چین از نزدیک است.
روز سه شنبه وزیر با شبکه تلوزیونی CCTV9 مصاحبه کرد. ساعت 10 و 30 با یانگ جی چی وزیر امور خارجه چین ملاقات داشتیم که به موقع رسیدیم. وزارت خارجه چین در ساختمان بزرگی است که در نگاه اول بیشتر به یک مجموعه تجاری میماند. وزیر در طبقه اول منتظر ما بود. به سالن کنفرانس کوچک اما زیبایی در همین طبقه رفتیم. مذاکرات با لی جائو جينگ، وزیر خارجه چین بیش از یک ساعت طول کشید؛ چین با افغانستان مناسبات گستردهیی دارد که رو به گسترش است. اگر در هر موضوع چند دقیه گپ زده شود؛ زمان زیاد میبرد.
وزیر خارجه چین از سیاستمداران جوان و نوگرای چین است و خیلی پرکار به نظر میرسد حتی فرصت ضیافت چاشت را هم از دست نمیدهد و به طور منظم در موارد مناسبات دو جانبه افغانستان و چین گپ میزند و سوال میکند. از جمله مشاور وزیر خارجه چین, جایگاه فعلی افغانستان را در جامعه بین المللی بلند و مهم توصیف نمود و با توجه به اینکه چین نیز خواستار اصلاح شورای امنیت به عنوان یکی از اعضای دایم است؛ در مورد موضع افغانستان در مورد اصلاحات در ملل متحد سوال کرد. داکتر سپنتا توضیح داد که افغانستان از موضع چین در شورای امنیت حمایت میکند چنان که در سازمانهای بین المللی از چین حمایت کرده است و همچنین چین از افغانستان حمایت کرده است.
وقتی به مهمان خانه رسیدیم به وزیر گفتم موضع افغانستان به ارتباط اصلاحات در ملل متحد منسجم نیست و زیاد آشفته است.در این مورد حدود نیم ساعت بحث کردیم.اکنون افغانستان از عضویت هر کشوری که ادعای عضویت در شورای امنیت را کرده است اعلان حمایت کرده است که باعث پیچیدگیهایی شده است.افغانستان بنا بر تجربه خودش باید از تقویت نقش شخص دبیرکل در منازعات بین المللی و تقویت و گسترش ماموریت های ملل متحد حمایت کند.اصلاح ساختار شورای امنیت آن گونه که بسیاری از کشورها خواهان آن هستند؛ اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار خواهد بود.
حدود ساعت 3 به بازدید شهر ممنوعه امپراطوران چین رفتیم. یک ساعت گردش در این شهر تاریخی که چندصد هکتار وسعت دارد رویایی است که از چند سال پیش که فیلم "آخرین امپراطور" را دیدم در دل داشتم. آنچه دیدیم از فیلم خیلی باشکوهتر است. صحنه آخر فیلم را که امپراطور در اوج بدبختی به یک کودک در مورد امپراپور صحبت میکند را فراموش نمیکنم. موجی از چیناییهای که اندام بیشترشان نصف یک آدم معمولی است و تعدادی انگشت شمار هم گردشگر اروپایی. یک ساعت گشتیم در هوای گرم و مرطوب.
ساعت 5 وزیر با بخش پشتو رادیو بین المللی چین مصاحبه کرد. حدود ساعت 7 قرار است به تیاتر "یک شب در بیجینگ" برویم. وقتی رسیدیم این تیاتر با تصور ما بیخی متفاوت بود. سالن باشکوه تیاتر در واقع یک رستوران بود و میز و چوکیها مانند یک رستوران چیده شدهاند. پس از نیم ساعت بعد نمایش شروع شد با عنوان "افسون در قصر" این نمایش که در واقع رقصهای سنتی چین است که بعد از هر پرده به چینایی داستان روایت میشود و در مانیتورها به انگلیسی. رقاصهها با لباسهای بلند چند لایه و رنگارنگ و رنگهای خیلیشاد در چند صحنه راستی شکوهی از گذشته چین را نشان دادند. در همین تیاتر-رستوران شام را هم حین نمایش خوردیم.
چهارشنبه صبح به دیوار چین رفتیم که حدود چهل دقیقه از بیجینگ رسیدیم. در مورد این دیوار چیزهای زیادی خوانده بودم.
حدود ساعت 11 باز به قسمت دیگر شهر ممنوعه آمدیم که اقامتگاه تابستانی امپراطور است و از قصرهایی که دیروز دیدیم با صفاتر و دلنشینتر است. از جمله چیزهای دیدنی در این قصر برجی است که زنان امپراطور از فراز آن بتوانند مردم را تماشا کنند چراکه حق معاشرت مستقیم با مردم عادی را نداشتند. .
بعد از ظهر به انستیوت مطالعات بین المللی معاصر چین که انستیتوت دیگری است و بیشتر از طرف وزارت امنیت داخلی چین حمایت می شود رفتیم. این انستیوت از آن که پیشتر یاد کردم مهم تر است. و سال پیش رییس جمهور کرزی هم در این انستیتوت سخرنانی کرده بود. یک موافقت نامه همکاری میان وزارت خارجه و انستیتوت بین المللی معاصر با معاون انسیتوت امضا کردم. داکتر سپنتا در مورد مناسبات دو جانبه افغانستان و دیدگاه های منطقه یی افغانستان در مورد امنیت و همکاری های منطقه سخنرانی کرد و به چند پرسش پاسخ داد.
ساعت 4عصر به ملاقات معاون رییس جمهور چین، زنگ جينگ هون گدر سالن بزرگ مردم چین رفتیم. معاون رییس جمهور مرد قدرتمندی است و در حین ملاقات چند بار به این فکر افتادم که او، باید سیاستمدار بزرگی باید باشد که بیش از یک میلیارد و سیصد میلیون آدم را کنترول میکند.
یادداشت مرتبط: