با دست خالی، همت عالی
نوشته جعفر رسولی
نشر شده در روزنامه انیس 23 جنوری 2006
چند روز دیگر در لندن کنفرانس برگزار می شود که در آن دهها کشور و سازمان بین المللی از یک طرف و دولت افغانستان از طرف دیگر شر کت می کنند تا برنامه پنج ساله توسعه افغانستان و تحکیم دستاوردهای چهار سال گذشته را به بحث گیرند. در اینجا ضرورت اینست که در یک نگاه واقع بینانه ماهیت این تعامل را بکاویم. نخست، تعامل برپایه سود و منافع متقابل بین طرفین مطرح است. هر نوع لطف و هدیه را مردود می دانیم. از نظر این قلم طی این پنج سال سهم افغانستان در پروژه مشترک کلانتر از هریک از شرکایش می باشد. در یاد داشت کوتاه ذیل منافع و دست آوردهای متقابل هریک از طرفین را در حوزه های: دموکراسی، امنیت، مواد مخدر و اقتصاد بررسی می کنم.
امنیت: تا برج های دوقلوه و ساختمان پنتاگون ویران نشد کسی صدای ناله طفل افغان و زنان در بند خرافه کشیده شده افغان در دنیا نشنید. یک چیز از آفتاب روشن است که هدف تروریسم بین الملل در درجه اول آمریکا، اروپا و سران عرب بود و هست. تروریسم از افغانستان به عنوان پایگاه در حمله بر مناطق و هدف های فوق الذکر استفاده می کرد و باز هم تلاش دارد تا افغانستان را باز به پایگاه عملیاتی خود باز گرداند. حال سؤال اینست که سهم کدام بیشتر است؟ افغانستان که دشمن درجه اول امریکا را از سرزمین خود بیرون رانده (البته با کمک دیگران) پرواضح است که بدون همکاری افغانستان راندن تروریسم ممکن نبود و نیست. تنها در سال جاری افغانها 1500 نفر در این مبارزه کشته داده اند و تنها 85 آمریکای در افغانستان کشته شده اند. سران عرب در این زمینه تقریبا سهم نگرفته اند و سهم اروپائیان نیز ناچیز می باشد. در عرصه امنیت سهم افغانستان بزرگتر از هریک از شرکای این مبارزه مشترک می باشد.
ایران از تحولات چهار سال گذشته در افغانستان منافع بزرگ امنیتی داشته است. در زمان طالبان چند صد هزار سرباز ایرانی در مرز افغانستان درمانده و شرمنده مستقر بودند. تنها کاری که می توانستند این بود که گرد و خاک ناشی از بادهای 120 روزه را تحمل نمایند. این آرایش نظامی که بجای قدرت نمایی ضعف نمایی شد؛ میلیاردها هزینه مالی داشت و تنها حکومت کنونی بود که موجب رفع این ضرورت ایران گردید. آیا منصفانه است که ایرانیان کمک 560 میلیون دالری{تنها 250 میلیون که 250 میلیون دیگر آن به صورت اعتبار به خود ایرانی ها داده شده است.} خود را هر روز به رخ افغانستان بکشد؟
اما به گونه تصویر سا زی شده است که گویا دنیا مصروف رساندن کمک های خیره به افغانستان است.
مواد مخدر: گفته می شود که 85% هیروئین مصرفی در اروپا از تولید تریاک در افغانستان بدست می آید. تبدیل مزارع افغانستان به کوکنار ابتکار خود افغانها نبود بلکه دیگران اینکار را کردند و مقصد خود را تحقق بخشیدند. ما هرگز شرمنده نیستیم که تریاک در افغانستان کشت می شود زیرا عامل اصلی دیگران بودند. عامل بیرونی یک قوه فورس ماژور بود. اما امروز این بلای خانمانسوز باری است که باز سنگینی اش بر دوش مردم افغانستان گذاشته شده است. نزدیک به سه میلیون ایرانی معتاد می باشند و اعتیاد می تواند جامعه ایران به فروپاشی نزدیک سازد. همین مشکل را اروپائیان نیز دارند. مبارزه ما با مواد مخدر در درجه اول خدمت به ایران و اروپا است. همچنین، رابطه بین تروریسم بین المللی و مواد مخدر به اثبات رسیده و بنابراین کشته های که مردم افغانستان در راه مبارزه با محو مواد مخدر می دهد؛ خدمت به امریکائیان و شیوخ عرب نیز است. حال چطور این مردم را بفهمانی؟
اقتصاد: ایرانیها و پاکستانیها و چین تجارت بسیار پر سود با افغانستان دارد و همچنین، راههای که ساخته شده در افغانستان در خدمت تجارت منطقه ای در آمده که بازهم کشورهای مذکور در آن نفع کلان تر دارند. باید درک واقع بینانه وجود داشته باشد. چرا مرتب سیاستمداران و دیپلمات های ما مشغول سپاسگزاری می باشند؟ چرا شرکای خارجی از خدمت که افغانستان به آنها کرده سپاسگزاری نمی کنند؟ مگر کدام سکه را رایگان داده اند؟ باید بین مقدار کمک کشورهای ایران، پاکستان و چین در کنفرانس لندن به بازسازی افغانستان و مقدار کالاهای صادراتی آنها به افغنستان رابطه برقرار کرد. اگر همسایگان از اعطای پول خودداری کنند؛ در آن صورت مردم افغانستان نیز مجبور نخواهد بود تا این همه مصنوعات بی کیفیت آنها را خریده و بهای آن را به پول نقد دالر بپردازند. افغانستان در این زمینه انتخاب های فراوان دارد.
دموکراسی: پروژه توسعه دموکراسی به حق با امنیت جهان پیشرفته ارتباط مستقیم دارد. باز ارتباط بازسازی افغانستان با موفقیت این پروژه را کسی انکار نخواهد کرد.
بنابراین، ضرورت دارد که نمایندگان افغانستان با صراحت صحبت کنند. باید روشن نمایند که با دست خالی دارای همت عالی می باشند. می خواهند اقتصادهای شان را بهم وصل کند به تآمین امنیت شان مدد رسانند و الگوی تعامل و همکاری در منطقه باشند . تجربه باشد برای حق دادن به اقلیت ها، زنان و اولین کشور باشد در منطقه که مخالف سیاسی خود را نمی کشد.