احمدی نژاد-رییس جمهور ایران- به زنان اجازه داده است که در ورزشگاهها برای تماشای مسابقات ورزشی بروند در حالی که تعدادی از مراجع تقلید در قم با آن مخالفت کرده اند و همچنین اخمدی نژاد از سیاست جداسازی زن و مرد هم حمایت نکرده است و ... در این باب تحلیل وبلاگ های سیبستان و  مسعود بهنود خواندنی است.

احمدی نژاد و یاران اش گرچه بنیادگراتر از پیشینیان خود است اما خوب فهمیده است که مردم به آزادی اجتماعی نیاز دارند در حالی که دغدغه سیاست مداران آزادی سیاسی است و اگر می خواهد در این شرایط که همه دنیا ضد اش بسیج شده، پشتوانه مردمی را حفظ کند باید در آزادی های مردم خساست نکند و خاتمی هم به خاطر تفکیک نکردن همین دو نوع از آزادی نا کام ماند٬ مردم برای آزادی خودشان به او رای دادند اما خاتمی و تیم اش به آزادی سیاسی می اندیشید و آخر هم از آن ماند و هم به این نرسید.

قصه آزادی در افغانستان هم همین است. پسران، دختران، زنان و ... آزادی می خواهند اما بیشتر از اینکه توجه شان به آزادی مطبوعات یا آزادی احزاب باشد؛ دنبال آزادی برای زندگی  استند. چهار سال از پروسه آزادسازی می گذرد و هنوز زنان در کابل به سینما یا پارک نمی توانند بروند. خیلی ها از ترس حجاب دارند و طالبان هم در تعدادی از ولایات شبنامه پخش کرده اند که زنان بدون چادری حق خارج شدن از خانه را ندارند!

البته بر خلاف ایران، اینجا دولت آزادی را محدود نکرده است و این خود مردم استند که خود را از آزادی محروم می کنند. در یادداشتی که یکی- دو ماه پیش در مورد فرحناز یوسفی- دختری که جرات کرد و اول بار در مسابقه ستاره افغان تلوزیون طلوع چند بار خواند- عنوان آن یادداشت را غیرت یا آزادی نوشتم. چراکه در مورد آزادی به ویژه آزادی اجتماعی هرچه می اندیشم بیشتر به این باور می رسم که آزادی ما افغانها را چیزی به نام غیرت همراه با تعصب و جهالت محدود کزده است نه چیزهای دیگر.