بوش در پاکستان استقبال می گردد.
این مقاله را در روزنامه نیوز اسلام آباد دیدم جالب است و این هم ترجمه آن البته با کمی تاخیر اما در هر حال تحلیل جالب است.
احمد رشید
واشنگتن پست
روزنامه نیوز اسلام آباد
27 فبروری 2006
در آخر این هفته پرزیدنت بوش وارد اسلام آباد می شود که احتمالا نزدیک ترین جای بود و باش بن لادن است که بوش تا هنوز در همجواری آن آمده است . این محل که با موتر چند ساعت به ساحه کمربندی که پشتونها در آن واقع می باشد با موتر فقط چند ساعت فاصله دارد که مرکز القاعده و خطرناک ترین نقطه دنیا به شمار می رود.
در جریان تقریباً 12 ماه گذشته، ماموران سیا و پنتاگون بسیار بیشتر از سه سال گذشته از حملات 11 سپتامبر در این خط توظیف شده اند- که بن لادن در "مناطق قبایل سرحدی پاکستان و افغانستان" مخفی شده است. حالا همان مقامات با اطمینان اظهار می کنند که او "در ساحه افغانستان نیست". در هر حال تردیدها و ابهام های گذشته رفع شده است: بن لادن در پاکستان است.
آنچه در این پرسش باقی می ماند: ایالات متحده و متحد آن پاکستان در این ارتباط چی خواهند کرد؟
آنچنان که من با آنها گپ زده ام از مقامات بلندپایه افغان، پاکستانی و غربی در این باره می گویند، اقدامات کافی نیست. در حقیقت، نتیجه پالیسی های ناکام ایالات متحده امریکا و متحد آن پاکستان پس از جنگ 2001 که فقط باعث افزایش بنیاد گرایی در ساحه شمال غرب پاکستان گردیده و منطقه متذکره را برای پذیرایی بن لادن و متحدان طالب اش مساعد گردانیده است. منطقه به بهشتی برای بن لادن و خواستگاهی برای طالبان که به راحتی در امتداد سرحد به افغانستان بر می گردند، جایی که از آن گریخته بودند.
گرچه نمی توان گفت که هرچه که از مقامات اداره بوش گفته شده غیر واقع بوده است. اما تقریباً همه ادعا ها در باره رهبر القاعده مخدوش و غیر واقعی بوده است. وزیر امور خارجه خانم کاندولیزا رایس در اوایل این ماه گفت: "ما با ارقامی روبرویی هستیم که همواره مخفی نگه داشته شده است، ولی او در حال گریز است." در هر حال، اینجا در پاکستان نظرات مختلفی وجود دارد که بن لادن همواره در حال گریز نیست، اما توسط دوستان اش محافظت می گردد که زمینه راحتی اش را تا حد ممکن مهیا ساخته است.
در نهایت، چنان معلوم می شود که مرد شماره دو- داکتر مصری االاصل ایمن اظواهری بسیار مصروف برنامه های اجتماعی در مناطق پشتون نشین پاکستان می باشد. راکت های امریکایی که در نزدیکی او در مهمانی که در 13 جنوری به افتخار وی ترتیب شده بود به خطا رفت و او جان به سلامت برد.
که این نشان از تغیر در تاکتیک های بن لادن و افراد تحت فرمان وی می باشد. قبل از حمله 11 سپتامبر 2001 ساحه نفوذ بن لادن در میان پشتون های افغانستان بود که مرکز قدرت طالبان و سرباز گیری از آنها به شمار می رفت. پشتونها بزرگترین کتله قومی در افغانستان به شمار می رود که در 300 سال گذشته بر کشور حکمرانی نموده اند، آنها به شکل مصنوعی توسط بریتانیا از هم جدا شدند تا که امروز میلیونها پشتون که در امتدا سرحد در پاکستان سکونت دارند و بیشتر آنها به نام هفت منطقه قبایلی یاد می شوند و حکومت حداقل کنترول بر آن مناطق دارد.
در 10 نوامبر 2001 بود که بن لادن برای آخرین بار در انظار عامه در شرق افغانستان- در جلال آباد ظاهر گردید این موقعی بود که ساحات شهرهای شمالی تازه به دست متحدین مخالف طالبان سقوط نموده بود. حدود 1000 پشتون و میلشا را مورد خطاب قرار داد و از آنها تقاضا نمود که در مقابل امریکائیان متجاوز مقاومت نمایند. قرار گفته یک ژورنالیست امریکایی که در آن وقت در ساحه کار می نمود، او پولهای بیشمار امریکایی و پاکستانی را توزیع نمود و به جای امنی در مناطق کوهستانی توره بوره ناپدید گردیده و هرگز مجدداً دیده نشده است. (سیا مدت چندین روز از این گردهمایی بی خبر بود.)
تعداد محدود از پشتونها ممکن بخواهند که به او خیانت کنند، لاکن اوضاع در افغانستان تغییر نموده است. اکثریت پشتونها می خواهند از مزایای صلح - انکشاف اقتصادی، سرکها و مکاتب مستفید گردند.
پشتونهای پاکستان برخلاف بیشتر از قبل به تندروی گرایده اند نسبت به قبل از 11 سپتامبر، و طالبان ستزه جو بالای پشتونهای پاکستان متکی هستند از لحاظ سرباز گیری، اکمالات، سلاح و تامین مالی.
ساحه نفوذ بن لادن قریب به دو هزار مایل را در امتداد کمربند ساحات پشتون نشین پاکستان از چترال در شمال نزدیک به سرحد چین، جنوب قبایل سرحدی شامل وزیرستان، بلوچستان، کویته تا سرحدات ایران را در بر می گیرد که منطقه در برگیرنده دشتها تا قله های کوههای پر از برف می باشد.
پول القاعده، مفکوره و توانایی سازماندهی سبب گردیده است تا کمربند پشتونها به بستر مساعدی برای تندوران امروز مبدل گردند. لاکن سیاست امریکا و پاکستان بیشتر موجب تقویت و کمک این وضع گردیده است. چنان که تندوان طالب و القاعده توسط قوت های امریکایی از افغانستان ریشه کن گردیدند.. دونالد رامسفلد- وزیر دفاع امریکا با امتناع ورزیدن از استقرار عساکر کافی امریکایی در سرحدات پاکستان و افغانستان جهت جلوگیری از فرار و سازماندهی مجدد تندروان در ساحه پشتونی پاکستان گردید. طالبان در بلوچستان استقرار پیدا نمودند که قبل از 1994 در آنجا تشکل یافته بودند، در حالی که اعضای القاعده در ساحات قبایلی که قبلاً شناخت کافی از آنجا داشتند مخفی گردیدند. بن لادن تونل ها و مغاره ها را در زمانی که مجاهدین علیه قوت های شووری در دهه1980 می جنگیدند در آن جا ساخته بود.
چیزی که بعداً واقع شد 27 ماه بعد از سقوط رژیم طالبان بود که جنرال پرویز مشرف رییس جمهور پاکستان نزدیک ترین متحد واشنگتن در منطقه تعدادی از عربهای اعضای القاعده را بازداشت نمود لاکن از گرفتاری طالبان ابا ورزید زیرا او متیقن بود که قوت های امریکایی مدت درازی در افغانستان نخواهند ماندند. او می خواست تا طالبان را به حیث یک استراتیژی مخالف در قضییه افغانستان حفظ نماید، در صورتی که بار دیگر افغانستان به یک جنجال جنگ داخلی گرفتار شود. اردو گروپ های تندرو کشمیری را که در افغانستان قیل از 11 سپتامبر تربیه دیده بودند حفاظت نمود تا دوباره سازماندی گردند.
در حقیقت در مارچ 2002 فقط سه ماه بعد از شکست طالبان، ایالات متحده مقداری از امکانات خود را از افغانستان خارج نمود تا در جنگ عراق آمادگی بگیرند. با مصروف شدن در جنگ عراق امریکا متوجه نگردید که در ساحات قبایلی چی می گذرد. زمانی که اردوی پاکستان در مارچ 2002 داخل وزیرستان جنوبی گردید، تندروان آن قدر به خوبی مجدداً سازماندهی گردیده بودند که تعداد 250 عسکر پاکستانی در اولین برخورد کشته شدند.
از آن به بعد بدون یک استراتیژی سیاسی که باعث جدا شدن نفوذ پشتونها از بن لادن گردند اردو مواضع خودر را از دست داد نمایندگالن سیاسی حکومت پاکستان که امور قبایل را پیش می بردند با به راه انداختن فشارها توسط جنرالان مغرور بدون در نظرداشت اوضاع محلی تبدیل گردیدند، امروزه تندروان در ساحات شمال، جنوب وزیرستان و نقاط دیگر قبایلی حکومت می کنند در حالی که تعداد 70 هزار عساکر پاکستانی پوسته هایشان را در آن مناطق مستقر نمودند، از گزمه در کوهها هراس دارند. بیشتر از صد تن از سران قبایلی طرفدار حکومت توسط تندوان به قتل رسیدند که متهم به دادن معلومات به امریکا و سرویسهای جاسوسی پاکستانی گردیده بودند.
در عین زمان، در جنوب، حکومت ایالتی بلوچستان توسط احزاب بنیاد گرای طرفدار طالبان کنتوول می گردند که در انتخابات 2002 قدرت را به دست گرفته اند، حزب جمعیت العلمای پاکستان که وزارت های کلیدی را در اختیار دارند به طور آشکار طالبان را حمایت و کمک می کنند.
این امر سبب گردیده است که طالبان به حملات مجدد در افغانستان بپردازند.