تروریسم سیاست در معنای دیگر است...
امریکائی ها در چهار سال گذشته انتظار داشت مبارزه با تروریسم را از طریق هماهنگ سازی سه جانبه امریکا، پاکستان و افغانستان به پیش ببرد. ناکامی در فرضهای همین ستراتیژی است. راه افغانستان و پاکستان در رویارویی با تروریسم مشترک نیست. امنیت ملی افغانستان با تروریسم گره خورده است، امتحان می شود و تا بر تروریسم غلبه نکند در سایر عرصه ها هم توفیقی بدست نمی آورد. اما در پاکستان گروههای تروریستی مزاحمتی برای امنیت ملی ایجاد نمی کنند. در چند دهه اخیر پاکستان پرورشگاه گروههای بنیادگرا بوده است و حتی بعضی از این گروهها در دولت های محلی بر سیاست هم کنترول دارند.
«کلاوزوویتس» بنیان گذار ستراتیژی مدرن می گوید: «جنگ همان سیاست است اما به شیوه دیگر» این تز را می توان تعبیر کرد که تروریسم هم نوعی جنگ و سیاست به معنای دیگر است....
پاکستان گرچه معاهده با امریکا امضاء کرده است اما هربار که در تنگنا قرار م گیرد تعدادی را دستگیر می کند یا چند مدرسه موقت بسته می شود و پس از فروکش کردن توجه باز همان آدمها و مدارس فعالیت را از سر می گیرند. جای تعجب نیست که هیچ گاهی در پاکستان حتی یکی از شبکه های تندروی دینی و تروریستی به طور کامل متلاشی ننشده است.
مدارس ديوبندي و ساير مدارس مذهبي جماعت اسلامي و جمعيت العلمای پاکستان حدود یک میلیون نيروي بنيادگرا تربیت ميکند. نگاهي به آمار اين گونه مدارس نشان ميدهد که تهديد امنيت در کل منطقه جدي است و چندان کاسته نشده است.
حملات اخیر امریکا به تشکیلات القاعده در عمق خاک پاکستان شدیداً اسلام آباد را از اینکه امریکا برای مبارزه جدی برای سرکوب شبکه های القاعده آغاز کند، نگران کرد. از طرف دیگر بن لادن پیشنهاد آتش بس با امریکا را طرح می کند. این را نیز از مشوره های آی اس آی باید شمرد، در واقع هیچ عقل سلیمی باور نمی تواند که شبکه استخباراتی پاکستان نداند که بن لادن و هیات رهبری القاعده و طالبان در کجاست.
مشکل پاکستان برای ما اگر صرف یک کدورت دیپلماتیک می بود ممکن بود با زبان نرم و دیپلماسی مسالمت آمیز حل شود اما یک تعارض منافع و رویکرد عمیق میان کابل و اسلام آباد در برابر تروریسم مطرح است.
گرچه افزودن شمار نظامیان ناتو برای مبارزه با تروریسم و حفظ صلح، قدردانی ملت افغانستان را به دنبال دارد اما بعید است که ناتو و اروپا خلای قدرت امریکا را پر بتواند. پاکستان تنها از امریکا می ترسد و تنها قدرت عملیاتی نیروهای امریکایی قادر است شبکه های القاعده و طالبان را به وحشت اندازد و تنها فشار دیپلماتیک امریکا دولت مردان اسلام آباد با عقب نشینی مواجه می تواند بسازد. اما این گزاره ها در مورد اروپا صادق نیست. اروپا یک ابرقدرت است اما قدرت عمل بسیار محدود دارد و بسیار شکننده و آسیب پذیر است. کافی است چند سرباز اروپایی... کشته شوند آن وقت اجماع نظر در دولت و پارلمان دولت های اروپایی به نفع اپوزیسیونی رقم می خورد که خواستار برآمدن از افغانستان کی شوند و پاکستانیها بر این مسایل وقوف کامل دارند و منتظر آن روز هستند.
واگذاری مدیریت مبارزه با تروریسم به پاکستان نیز طنز دیگر این معماست. افغانستان چگونه می تواند به پاکستان اعتماد کند؟ اگر امریکا تصمیم دارد مسوولیت مبارزه با تروریسم را واگذار کند و یا در پی تغییر سیاست است، اشتباه دهه 90 را تکرار خواهد کرد. از پیامبر اسلام -ص- نقل است که «مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.» برای افغانستان هم راهی نمی ماند جز به نیروهای اردوی ملی و توان استخباراتی خود تکیه کند. هیچ قدرتی نمی تواند خلای یک اردوی نیرومند برای قایم سازی امنیت در داخل کشور و سرحدات را برطرف سازد. حمایت غرب گرچه هنوز حیاتی است اما نشانه های پایان آن رویای خوشبینانه افغانها که فکر می کردند امریکا برای همیشه امنیت ملی افغانستان را تامین می کند، نزدیک است.
8 دلو 1384