صبحدم که گمان نکنم نام کسی باشد. صفحه وبلاگی به همین عنوان گشوده است و  در نوشته اخیر اش "نام‌های خارجی و رسالت اخلاقی" نکته هایی را در مورد یادداشت"نامردی" تذکر داده که بس که جالب اند. به دو دوست دیگر هم نشان دادم و زیاد خندیدیم. راستی چه چیزهایی ممکن است به یک سوء تفاهم و بعد قضاوت آنهم روشنفکرانه با دلیل و برهان بینجامد. این هم نقد از یک زاویه غیر قابل پیش ‌بینی!

و در نوشته ی دوم به عنوان: "روشنفکر سرگیج" جدی‌تر نقد کرده است که گرچه نوشته‌ی خوبی است اما به خاطر این که با نام مستعار نوشته است با آن که با نظر و قضاوت صبحدم موافقتی ندارم. پاسخی هم نخواهم نوشت.

چندی پیش که با دوستی از محدودیت‌های نوشتن گله می‌کردم باز پیشنهاد کرد که با نام مستعار بنویس و آزاد! همیشه با اسم مستعار مشکل داشتم و به جز یکی-دو یادداشت در وبلاگی که خیلی زود رفقای زیرک کشف کردند؛ تا هنوز به نام مستعار نتوانستم بنویسم. نام مستعار اگر نشانه‌ی شرم از اندیشه و زبونی شخصیتی نباشد به یقین نوعی بی‌مسولیتی است که نویسنده یا شرم دارد از آنچه که می‌گوید یا ترس و زبونی خود را پنهان می‌کند و یا نامردی خود را می‌خواهد فقط نزد خوداش بماند و دیگران خبر نشوند.

با اسم مستعار آزاد هستی. اما آزادی برای کی؟ و آزادی از چی؟ اگر این آزادی برای من نباشد چه ارزشی دارد؟

خوب در این زمینه سخیداد هاتف هم نوشته جالبی دارد به نام چرا اسم مستعار نه؟! هنوز این نوشته را نخوانده‌ام. و با دیدن عنوان‌اش دو-سه پارگراف هم درد دل من از نام مستعار.

 هاتف حتماً نکته‌های مهمی را یادآوری کرده است که پس از خواندن آن، شاید بازهم به مستعار نویسان گیر بدهم.